آثار

محکم و متشابه در مصحف امام علی

در روایت سلیم بن قیس آمده است که در مصحف علی (ع) محکم و متشابه آمده است.
چنان که از روایات منقول از آن حضرت به دست می آید، مقصود از محکم آیه ای است که مراد الهی از آن آشکار باشد و لذا بتوان به آن عمل
__________________________________________________
ص ۶۴
پژوهشی در مصحف امام علی، ص: ۲۳۶
کرد؛ اما منظور از متشابه آیه ای است که مردم در تشخیص مراد الهی از آن به اشتباه می افتند؛ لذا چون به درستی نمی توان به مراد آن پی برد، نمی توان به آن عمل کرد. «۱»
از علی (ع) نقل شده است که فرمود:
إنما هلک الناس فی المتشابه لأنهم لم یقفوا علی معناه، و لم یعرفوا حقیقته فوضعوا له تأویلات من عند أنفسهم بآرائهم و استغنوا بذلک عن مسأله الاوصیاء. «۲»
مردم در زمینه ی متشابه نابود شدند؛ چون به معنایش پی نبردند و حقیقت آن را نشناختند؛ از این رو، از پیش خود و با اندیشه ی خویش معناهایی برای آن بیان کردند و با آن خود را بی نیاز یافتند که از اوصیای رسول خدا (ص) بپرسند.
سبب گمراهی و هلاکت مردم در خصوص متشابه آن است که معنای درست متشابه را نمی دانند و در عین حال معنای آن را آگاهان نمی پرسند و از پیش خود متشابه را بر معناهایی حمل می کنند.
علی (ع) در ادامه ی این روایت تعریف متشابه را چنین آورده است:
المتشابه من القرآن فهو الذی انحرف منه متفق اللفظ مختلف المعنی. «۳»
متشابه قرآن آن است که لفظ آن یکی است؛ اما در جاهای مختلف معناهای گوناگونی به خود می گیرد.
در ادامه برای متشابه لفظ ضلالت را مثال می زند که در آیه ای به خدا
__________________________________________________
(۱) ر. ک. عبد الرحمن سیوطی؛ الدر المنثور پیشین و عبد علی حویزی؛ پیشین، ذیل آیه ی ۷ سوره ی آل عمران
(۲) محمد باقر مجلسی؛ پیشین، ج ۸۹، ص ۱۲ این روایت از نظر سند ضعیف است؛ اما به لحاظ محتوا شواهدی در دیگر روایات دارد و نیز از سوی عقل نیز تأیید می شود.
(۳) همان
پژوهشی در مصحف امام علی، ص: ۲۳۷
نسبت داده شده است؛ مانند: یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ «۱» و در آیه ای به پیامبر اسلام (ص)؛ مانند: وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدی «۲» و در آیه ای دیگر به کفار؛ مثل:
و أضلّ فرعون قومه و ما هدی «۳» و در آیه ای دیگر به بت ها، نظیر آنجا حضرت ابراهیم فرمود: وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ* رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ «۴»، و در آیه ای به معنای فراموشی است؛ مانند: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری «۵».
بدیهی است که ضلالت در همه ی این موارد نمی تواند به یک معنا باشد.
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
المحکم: ما یعمل به، و المتشابه: الذی یشبه بعضه بعضا «۶»؛ محکم آن است که بدان عمل می شود و متشابه آن است که پاره ای از آن با پاره ای دیگر همسان است از این روایت آشکار می شود که اولا، متشابه آیه ای است که بیش از یک معنا را بر می تابد؛ به همین رو مخاطب ناآشنا در فهم معنایش به اشتباه و
__________________________________________________
(۱) خدا هر که را بخواهد بیراه می گذارد و هر که را بخواهد هدایت می کند (مدثر، آیه ی ۳۱).
(۲) و تو را گمراه یافت، آنگاه هدایت کرد (ضحی، آیه ی ۷).
(۳) و فرعون قومش را گمراه کرد و هدایت نکرد (طه، آیه ی ۷۹).
(۴) و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور دار. پروردگارا، آنها بسیاری از مردم را گمراه کردند (ابراهیم، آیات ۳۵ و ۳۶).
(۵) و دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبید، پس اگر دو مرد نبودند، مردی را با دو زن، از میان گواهانی که [به عدالت آنان رضایت دارید [گواه بگیرید]، تا [اگر] یکی از آن دو [زن فراموش کرد، [زن دیگر، وی را یاد آوری کند (بقره، آیه ی ۲۸۲).
(۶) محمد باقر مجلسی، پیشین، ج ۹۸، ص ۳۸۳
پژوهشی در مصحف امام علی، ص: ۲۳۸
گمراهی می افتد؛ ثانیا، تقابل متشابه با محکم همراه با وصف «یعمل به» می فهماند، متشابه می تواند در زمینه ی اعمال باشد؛ منتها بدون ارجاع آن به محکم قابل عمل نخواهد بود.
مسعده از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود:
المتشابه ما اشتبه علی جاهله «۱»؛ متشابه آن است که نا آشنای به آن را به اشتباه اندازد.
از این روایت نیز دانسته می شود، متشابه هر کسی را به اشتباه و گمراهی نمی اندازد؛ بلکه تنها کسی را به اشتباه و گمراهی می اندازد که به معنای متشابه آشنا نباشد.
ابو حیوان از امام رضا (ع) آورده است:
قال: من ردّ متشابه القرآن الی محکمه هدی الی صراط مستقیم ثمّ قال: انّ فی اخبارنا متشابها کمتشابه القرآن و محکما کمحکم القرآن فردّوا متشابهها الی محکمها و لا تتّبعوا متشابهها دون محکمها فتضلوا. «۲»
فرمود: هر که متشابه قرآن را به محکمش باز گرداند، به راهی راست رهنمون شده است؛ سپس افزود: در روایات ما نیز همسان قرآن متشابه و محکم وجود دارد. متشابه آن را نیز به محکمش برگردانید و از متشابه بدون برگرداندن به محکمش پیروی نکنید که گمراه می شوید.
چنان که از این روایت دانسته می شود، متشابه وقتی در کنار محکم قرار بگیرد، از تشابه بیرون بیرون می آید و معنای آن آشکار شده، به محکم
__________________________________________________
(۱) همان
(۲) شیخ صدوق؛ عیون أخبار الرضا (ع)، ط ۱، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۴ ق، ج ۲، ص ۲۶۱
پژوهشی در مصحف امام علی، ص: ۲۳۹
تبدیل می شود، و متشابه پس از ارجاع به محکم و آشکار شدن معنایش همسان محکم قابل اتباع خواهد بود.
از جمع بندی این روایات چنین فهمیده می شود که:
اولا، متشابه عبارت از هر لفظی است که در آیات گوناگون معانی مختلفی را به خود گرفته باشد.
ثانیا، متشابه آیه ای است که بیش از یک معنا را برمی تابد؛ به همین رو مخاطب نا آشنا در فهم معنایش به اشتباه و گمراهی می افتد؛ ثالثا، متشابه هر کسی را به اشتباه و گمراهی نمی اندازد؛ بلکه تنها کسی را به اشتباه و گمراهی می اندازد که به معنای متشابه آشنا نباشد.
رابعا، سبب گمراهی و هلاکت مردم در خصوص متشابه آن است که معنای درست متشابه را نمی دانند و در عین حال معنای آن را از آگاهان نمی پرسند و از پیش خود متشابه را بر معناهایی حمل می کنند.
خامسا، از تقابل متشابه با محکم همراه با وصف «یعمل به» فهمیده می شود، تشابه می تواند در زمینه ی اعمال باشد.
سادسا، متشابه وقتی در کنار محکم قرار بگیرد، از تشابه بیرون بیرون می آید و معنای آن آشکار شده، به محکم تبدیل می شود؛ سابعا، متشابه پس از ارجاع به محکم و آشکار شدن معنایش همسان محکم قابل اتباع خواهد بود.
چنان که از سئوالات ابن الکواء از امام علی (ع) به دست می آید، اشتباه مردم در آیات قرآن بیش تر در مواردی است که آیات قرآن با یکدیگر به ظاهر در تعارض است.
پژوهشی در مصحف امام علی، ص: ۲۴۰
ابو معمر سعدانی آورده است که شخصی- که این شخص به قرینه ی روایات دیگر همان ابن الکوا است «۱»- نزد امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (ع) آمده، به آن حضرت عرض کرد: ای امیر مؤمنان من در کتاب منزل الهی شک دارم. آن حضرت فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! چگونه در کتاب منزل الهی شک داری؟ عرض کرد: چون در این کتاب دیدم که پاره ای از آن پاره ای دیگر را تکذیب می کند؛ از این رو چگونه شک نکنم؟
علی بن ابی طالب (ع) فرمود:
إن کتاب اللّه لیصدّق بعضه بعضا و لا یکذّب بعضه بعضا، و لکنّک لم ترزق عقلا تنتفع به، فهات ما شککت فیه من کتاب الله عز و جل! «۲» کتاب خدا پاره ای از آن پاره ای دیگرش را تصدیق می کند و پاره ای از پاره ای دیگرش را تکذیب نمی کند؛ اما به تو خردی که از آن سود ببری، داده نشده است. آن آیاتی را که از کتاب خدای عز و جل در آن شک داری، بیان کن! آن شخص عرض کرد:
إنی وجدت الله یقول: فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا «۳» و قال أیضا: نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ «۴» و قال: وَ ما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا «۵» فمّره یخبر أنه ینسی، و مرّه یخبر أنه لا ینسی، فأنّی ذلک؟ یا أمیر المؤمنین! من دیدم که خدا می فرماید: «امروز ما آنان را فراموش می کنیم؛ چنان که آنان دیدار این روزشان را فراموش کردند»، در جای دیگر نیز می فرماید: «خدا را
__________________________________________________
(۱) ر. ک: شیخ صدوق؛ التوحید، پیشین، ص ۲۸۱ عن الاصبغ بن نباته، قال: جاء ابن الکواء إلی أمیر المؤمنین (ع) فقال: یا أمیر المؤمنین و الله إن فی کتاب الله عز و جل لآیه قد أفسدت علی قلبی و شککتنی فی دینی ….
(۲) همان، ص ۲۵۵
(۳) اعراف، آیه ی ۵۱
(۴) توبه، آیه ی ۶۷
(۵) مریم، آیه ی ۶۴
پژوهشی در مصحف امام علی، ص: ۲۴۱
فراموش کردند؛ از این رو خدا آنان را فراموش کرد» و می فرماید:
«پروردگارت فراموشکار نیست.» یکبار می فرماید که فراموش می کند و بار دیگر می فرماید که فراموش نمی کند. این امیر مؤمنان! این چگونه است؟
علی (ع) در ادامه پس از شنیدن تمام سئوالات ابن الکوا آنها را یکایک پاسخ می دهد. از جمله در پاسخ سئوال یاد شده، فرمود:
أما قوله: «نسوا اللّه فنسیهم» إنما یعنی نسوا الله فی دار الدنیا، لم یعلموا بطاعته فنسیهم فی الآخره أی لم یجعل لهم فی ثوابه شیئا فصاروا منسیین من الخیر و کذلک تفسیر قوله عز و جل: «فالیوم ننساهم کما نسوا لقاء یومهم هذا»، یعنی بالنسیان أنه لم یثبهم کما یثبت أولیاءه الذین کانوا فی دار الدنیا مطیعین ذاکرین حین آمنوا به و برسله و خافوه بالغیب، و أما قوله: «و ما کان ربّک نسیّا» فإن ربنا تبارک و تعالی علوا کبیرا لیس بالذی ینسی و لا یغفل بل هو الحفیظ العلیم، و قد یقول العرب فی باب النسیان: قد نسینا فلان فلان یذکرنا أی أنه لا یأمر لنا بخیر و لا یذکرنا به. «۱»
أما این سخن خداوند که «خدا را فراموش کرد؛ از این رو خدا آنان را فراموش کرد.» به این معناست که آنان خدا را در خانه ی دنیا فراموش کرده، با طاعت خود خدا را به یاد نداشتند؛ از این رو خدا آنان را در آخرت فراموش کرد؛ به این معنا که پاداشی برای آنان قرار نداد؛ به این ترتیب آنان از خوبی به آنان به فراموشی می سپاریم؛ چنان که آنان دیدار این روزشان را فراموش کردند»، مراد از فراموشی در آن این است که به آنان پاداش نمی دهد؛ آن چنان که به دوستان خود که در خانه ی دنیا فرمان بردار و به یاد خدا بودند و به او و رسولان
__________________________________________________
(۱) همان، ص ۲۶۰- ۲۵۹
پژوهشی در مصحف امام علی، ص: ۲۴۲
او ایمان آوردند و از عالم غیب بیم داشتند و اما این سخن خدا که «و پروردگارت فراموشکار نیست»، بدان که پروردگار که مبارک و بسیار بلند مرتبه است، کسی نیست که فراموشی پیدا کند و غافل گردد؛ بلکه او حافظ و داناست. گاهی عرب در خصوص فراموشی می گوید: فلانی و فلانی ما را فراموش کردند و مرادشان این است که او درباره ی ما فرمان نمی دهد که به ما نیکی شود و با این کار از ما به خوبی یاد نمی کند.
این که در روایات، ناسخ محکم و منسوخ متشابه خوانده شده است، مؤید این معناست که آیه ی متشابه آیه ای است که با آیات دیگر قرآن تعارض دارد؛ چون همان طور که پیش تر آمد، مراد از نسخ مطلق تعارض آیات با یکدیگر است؛ به این ترتیب می توان گفت: ناسخ آیه ای است که تشابه را از آیات دیگر می زداید و منسوخ آیه ای است که تشابه دارد. با این بیان، محکم و متشابه، و ناسخ و منسوخ با یکدیگر مترادف خواهند بود.
شایان ذکر است که تشابه و تعارض در آیات به طور عمدی ایجاد نشده است؛ چرا که چنین فرضی لوازم باطلی دارد؛ نظیر اختلال در فصاحت و بلاغت قرآن یا ناتوانی قرآن در هدایت بشر. تشابه و تعارض ظاهری در قرآن به طور طبیعی و بر اثر عواملی چند به وجود آمده است:
اولا، آیات قرآن به تدریج و در زمان های متفاوتی نازل شده و ناظر به موضوعات گوناگونی است؛ به همین رو مخاطبانی که در زمان نزول آیات حضور داشتند، به روشنی مراد الهی را در می یافتند و هرگز به اشتباه نمی افتادند؛ اما کسانی که پس از خاتمه ی نزول قرآن با مجموعه ی آیات نازل شده، مواجه شدند، در تشخیص این که هر یک از آیات به ظاهر
پژوهشی در مصحف امام علی، ص: ۲۴۳
معارض، ناظر به چه موضوعاتی است، به اشتباه می افتند؛ ثانیا، خداوند ناگزیر بوده است که حقایق غیبی را در قالب الفاظ بشری که ناظر به محسوسات است، بیان کند. البته خداوند سعی کرده است، مراد خود را در آیات مغیبات با ذکر قرائن صارفه آشکار سازد؛ مع الوصف ذهن بشر به محسوسات که معهود خود بوده است، منصرف می گردد و احیانا به اشتباه می افتد.
برگرفته از کتاب پژوهشی در مصحف امام علی نوشته آقای جعفر نکو نام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *