احادیث و سخنان

سخنان امام علی در انتخاب فرماندهان لایق

برای سازماندهی نیروهای رزمی ، و موفّقیّت بیشتر در امور نظامی ، چند مسئله مورد توجّه امام علی علیه السلام بود:
نظم گرائی در ساختار ارتش
انتخاب فرماندهان بومی برای رزمندگان قبائل
عرب .
گرچه هر فرمانده لایقی ، می تواند در تمام لشگرها، و قرارگاه های نظامی موفّق باشد، و تناسب قومی ونژادی هم نداشته ، در چهارچوب ارزش های اخلاقی ، و دستورالعمل های صحیح نظامی به پیروزی برسد.
امّا باتوجه به روانشناسی حاکم برنیروهای عمل کننده در روزگاران گذشته که مردم هر قبیله ای به فرمان بزرگان قبیله خود گوش فرامی دادند،
و روح تسلیم پذیری آنها نسبت به بزرگان قوم خویش تحقّق داشت ،
برای موفّقیت بیشتر درامور نظامی ، رعایت اصل (تناسب ) و (سنخیّت ) در انتخابفرماندهان می توانست نقش تعیین کننده ای داشته باشد.
از این رو حضرت امیرالمو منین علی علیه السلام سعی داشت تافرماندهان هرقبیله را ازبزرگان و افراد لایق و کاردان همان قبیله انتخاب کند، جز آنجا که چاره ای نمی یافت ، وامکان رعایت این اصل وجود نداشت .
مسئله مهمّ دیگری که باید در انتخاب فرماندهان بومی مورد توجّه قرار گیرد، آنکه امامعلی علیه السلام تنها به دنبال اصل تناسب نبود، بلکه اصول زیر را همواره در نظر داشت :
الف – ارزش های والای اخلاقی
ب – لیاقت های بالای نظامی
ج – بومی بودن و آگاهی از روحیّات قومی
در آستانه جنگ صفّین امام علی علیه السلام با رعایت اصلِ (تناسبِ بینِ فرماندهان ،لشگرها و نیروهای عمل کننده ) را به شرح زیر برگزید :
حضرت امیرالمو منین علیه السلام نیروهای رزمی کوفه را به هفت دسته تقسیم و برای هرکدام فرماندهی انتخاب کرد، مانند:
۱ – سعد بن مسعود ثقفی ، فرمانده قبیله قیس و عبدالقیس
۲ – معقل بن قیس ، فرمانده قبیله تمیم ، ضبّه ، رباب ، قریش ، کنانه و اسد
۳ – محنف بن سلیم ، فرمانده قبیله ازد، بجیله ، خثعم ، انصار و خزاعه
۴ – حجر بن عدی کندی ، فرمانده قبیله کنده ، حضرموت و قضاعه
۵ – زیاد بن نضر، فرمانده قبیله مذحج و اءشعری
۶ – سعیدبن مره همدانی ، فرمانده قبیله هَمدان و حمیر
۷ – عدی بن حاتم طائی ، فرمانده قبیله طَیّ
درسازماندهی نیروهای رزمی بصره نیز اصول یادشده رعایت گردید، مانند:
۱ – خالدبن معمّر سدوسی ، فرمانده قبیله بکربنوائل
۲ – عمرو بن مرحوم ، فرمانده قبیله عبدالقیس
۳ – احنف بن قیس ، فرمانده قبیله تمیم ، ضبه و رباب
۴ – شریک بن اءعور، فرمانده قبیله عالیه
می بینیم که درانتخاب فرماندهان نظامی ، هم ارزش های اخلاقی ، و هم تناسب های قومی ،مطرح می باشند.(۲۹)
و در جنگ صفّین نیز فرمان داد تا پرچم هائی آماده سازند.
و پرچم هر قبیله را به دست بزرگان و شجاعان همان قبیله سپُرد، مانند :
۱ – پرچم قبیله قریش را به دست عبداللّه بن عباس
۲ – پرچم قبیله کنده را به حجربن عدی کندی
۳ – پرچم قبیله بکر از شهر بصره را به دست حصین بن منذر بصری
۴ – پرچم قبیله بنی تمیم از شهر بصره را به دست احنف بن قیس بصری
۵ – پرچم قبیله خزاعه به دست عمروبن حمق
۶ – پرچم قبیله بنی بکر کوفه به دست نعیم بن هبیره
۷ – پرچم قبیله بنی سعد وبنی رباب بصره به دست جاریه بن قدامه
۸ – پرچم قبیله بحیله را به دست رفاعه بن شداد
۹ – پرچم قبیله بنی ذهل کوفه به دست یزید بن رویم شیبانی
۱۰ – پرچم قبیله بنی عمر و بنی حنظله رابه دست اءعین بن ضبیعه
۱۱ – پرچم قبیله قضاعه و طَیّ به دست عدی بن حاتم طائی
۱۲ – پرچم قبیله بنی تیم الله بن ثعلبه به دست عبداللّه بنحجل عجلی
۱۳ – پرچم قبیله بنی تمیم کوفه به دست عمیربن عطارد
۱۴ – پرچم قبیله حی ازد و گروهی از مردم یمن به دست جندبن زهیر
۱۵ – پرچم قبیله ذهل بصره به دست خالد بن معمّر سدوسی
۱۶ – پرچم قبیله بنی عمرو حنظله به دست شبث بن ربعی
۱۷ – پرچم قبیله همدان به دست سعید بن قیس
۱۸ – پرچم قبیله هازم بصره به دست حریث بن جابر حنفی
۱۹ – پرچم قبیله بنی سعد وبنی رباب کوفه به دست ابوصریمه(طفیل )
۲۰ – پرچم قبیله مدجح به دست مالک بن حارث اشتر
۲۱ – پرچم قبیله عبدالقیس به دست صعصعه بن صوحان
۲۲ – پرچم قبیله بنی کوفه به دست عبداللّه بنطفیل کنانی
۲۳ – پرچم قبیله عبدالقیس بصره به دست عمرو بن حنظله
۲۴ – پرچم قبیله قریش بصره به دست حارث بننوفل هاشمی
۲۵ – پرچم قبیله بنی قیس بصره به دست قبیضه بن شداد هلالی
۲۶ – پرچم قبیله لفیف قواصی به دست قاسم بن حنظله جهنی
توجّه دارید که پرچمداران همگان از بزرگان قبیله خود میباشند.(۳۰)
مسئولیّت (انتخاب فرماندهان لایق ) یکی از مسئولیّت های مهمّ فرماندهی کلّ قوا می باشد که امام علی علیه السلام این اصل ضروری را در جایگاه های متفاوت آن رعایت میکرد، مانند:
الف – تعیین فرماندهی کل
در جنگ باید نیروهای رزمی را به لشگرها، تیپ ها، دسته ها، و رسته ها، تقسیم کرد، وبرای هر کدام فرماندهی تعیین کرد.
امام علی علیه السلام ضمن رعایت همه فنون نظامی ، برای فرماندهان لشگر نیز(فرماندهی کلّ) انتخاب می فرمود تا همه فرماندهان مشکلات خود را برطرف سازند ونظم خاصّی در تمام نیروهای مسلّح با هماهنگی فرماندهی کلّ، استقرار یابد و هرگونهتزلزل و بی نظمی ، از سپاه رخت بربندد.
از این رو طیّ نامه ای که به دو تن از فرماندهان نظامی خود، (زیاد بن نصر و شریحبن هانی ) نوشت و (مالک اشتر) را به عنوان (فرمانده کلّ) معرفی می کند:
وَقَد اءَمَّرتُ عَلَیکُمَا وَعَلَی مَن فِی حَیِّزِکُمَا مَالِکَ بنَ الحَارِثِ الاشْتَرَ، فَاسْمَعَا لَهُوَاءَطِیعَا، وَ اجْعَلاهُ دِرْعا وَمِجَنّا، فَإِنَّهُ مِمَّن لاَ یُخَافُ وَهنُهُ وَلاَ سَقطَتُهُ وَلاَ بُطوُهُ عَمَّا الاسْرَاعُإِلَیْهِ اءَحْزَمُ، وَلا إِسْرَاعُهُ إِلَی مَا الْبُطْءُ عَنْهُ اءَمْثَلُ.
(دستور العمل امام به دو تن از امیران لشکر، زیادبن نضر و شریح بن هانی )
رعایت سلسله مراتب فرماندهی
من (مالک اشتر پسر حارث ) را بر شما و سپاهیانی که تحت امر شما هستند، فرماندهیدادم ، گفته او را بشنوید،
و از فرمان او اطاعت کنید، او را چونان زره و سپر نگهبان خود برگزینید، زیرا که مالک ،نه سُستی به خرج داده و نه دچار لغزش می شود، نه در آنجایی که شتاب لازم استکُندی دارد، و نه آنجا که کندی پسندیده است شتاب میگیرد.(۳۱)
ب – تعیین فرمانده برای ارتش و نیروهای نظامی ویژه
درست است که در آن روزگاران با اعلام جهاد، مردان تمامقبائل موجود گِردا گِرد امام علی علیه السلام اجتماع می کردند، و گردان های رزمیعمل کننده را به وجود می آوردند و جنگ را اداره می کردند.
امّا حضرت امیرالمو منین علی علیه السلام ازتشکیل ارتش و نیروهای ویژه نظامی ، غفلت نداشت.
نیروی ویژه ای به نام ( شُرطه ) را به وجود آورد که آرم و لباس مخصوصی داشته درحفظ امنیّت شهر دخالت می کردند، و همواره آماده نبردبودند.(۳۲)
و لشگرهای مجهّزی ، حدود ۶ هزار نفر را با سازماندهی خاصّی ، در لشگرگاهِ نزدیک شهر (پادگان نظامی ) گِرد آورده بود که کلیّه نظم و مقرّرات نظامی را رعایت می کردند.
مقدّمه الجیش آنها معلوم بود.
فرمانده جناح چپ (میسره )
فرمانده جناح راستِ لشگر (میمنه )
فرمانده قلب لشگر (ستاد فرماندهی )
همه تعیین شده و آماده نبرد بودند.(۳۳)
برگرفته از الگوهای رفتاری امام علی(ع)نوشته آقای محمد دشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *