اصحاب و شاگردان

اصحاب امام علی – جابر و بی اعتنایی به معاویه

جابر در زمان حکومت معاویه چون روزگار بر او سخت می گذشت و با این که می دانست معاویه بر دین اسلام نمی میرد(۱) اما به ناچار قصد شام کرد تا با معاویه ملاقات نماید و با مساعدت او به زندگی خود و خانواده اش سر و سامانی بخشد، اما معاویه به سببِ عناد و کینه ای که به خاندان پیامبر و اصحاب و شیعیان آنان داشت چند روزی جابر را پشت در نگه داشت و اجازه ورود نمی داد تا بدین وسیله او را خوار و سبک نماید، اما جابر پس از آن که اجازه ورود یافت به معاویه گفت: مگر از رسول خدا نشنیدی که فرمود: «من حجب ذا فاقه و حاجه، حجبه اللَّه یوم فاقته و حاجته؛ هر کس به روی حاجتمند و بیچاره ای در را ببندد، خداوند درِ رحمتش را در قیامت به روی او می بندد.»
معاویه از شنیدن اعتراض جابر بسیار خشمناک شد و در غضب رفت و گفت: من هم از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: «إنّکم ستلقون بعدی إمره فاصبری حتی تردوا علیَّ الحوض، افلا صبرت؟ بعد از من شماها به زمامدارانی مبتلا خواهید شد (که به شما اذیت و آزار می رسانند) صبر کنید تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوید، ای جابر چرا صبر نکردی و این جا آمدی؟»
جابر گفت: آری مرا به یاد چیزی که فراموش کرده بودم، آوردی؛ لذا صبر می کنم. این را گفت و با بی اعتنایی از کاخ معاویه خارج شد و بر مرکب خود سوار شد و به مدینه بازگشت.
معاویه از این برخورد پشیمان شد و شش صد دینار طلا برای جابر فرستاد، اما جابر نپذیرفت و به فرستاده او گفت: به معاویه بگو: «واللَّه یابن آکله الاکباد، لا وجدتَ فی صحیفتک حسنه انا سببها ابداً؛ به خدا قسم ای پسر زن جگر خوار، در نامه اعمالت خیری نخواهی دید که من سبب آن شده باشم».(۲).

عبداللَّه بن عمر از رسول اللَّه صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: «یموت معاویه علی غیر الاسلام.» وقعه صفین، ص ۲۱۷٫
قاموس الرجال، ج۲، ص ۵۲۱٫
برگرفته از کتاب اصحاب امام علی علیه السلام نوشته: اصغر ناظم زاده قمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *