امامت و رهبری، حاکمان زمان

اعجاب عمر نسبت به دانش علی (ع)

عمر سخت از فقاهت و دانش علی (ع) در اعجاب بود،و این سخن وی دلیل بر آن است:«با حضور علی در مسجد،نبایستی کسی فتوا بدهد.»همواره خلیفه در مسائل فقهی دچار اشتباههایی می شد که علی (ع) او را به راه صواب برمی گرداند.او چندین بار گفت:«اگر علی نبود،عمر هلاک می شد.»عمر خود از نیاز مبرمش به علم علی (ع) در مواردی از مشکلات که پیش آمده با این عبارت پرده برداشته است:«مشکلی برایم نماند که ابو الحسن (علی ع) آن را نگشاید.»
از جمله مطالبی که نقل می شود این است که زنی را نزد عمر آوردند،با این که او همسر داشت مردم وی را-به دلیل این که فرزند ششماهه زاییده بود-متهم به زنا کرده بودند.
عمر دستور داد او را سنگسار کنند و علی (ع) به او فرمود:«ای امیر مؤمنان!اگر آن زن با کتاب خدا با تو بحث کند،تو را محکوم خواهد کرد،زیرا خدای متعال می فرماید:«…مدت بارداری و شیر دادن او سی ماه است (۴) و نیز خدای بزرگ فرموده است:«مادران فرزندانشان را دو سال کامل شیر می دهند،برای کسی که بخواهد شیر کامل دهد…» (۵) دوره بارداری شش ماه است.آن گاه،عمر آن زن را آزاد کرد.
از جمله مسائلی که بر شدت اعجاب خلیفه نسبت به علی (ع) دلالت دارد این است که یک بار علی (ع) با وی در مسجد نشسته بود و نزد او افرادی از مردم بودند،و چون علی (ع) از جا برخاست،شخصی شروع به صحبت درباره او کرد و به او نسبت تکبر و خودپسندی داد،سپس عمر به آن مرد گفت:«مانند علی کسی حق دارد که تکبر ورزد،به خدا سوگند اگر شمشیر او نبود هر آینه عمود اسلام بپا نمی شد و علاوه بر آن او داناترین فرد این امت در امر قضاست با سابقه ترین و شریفترین آنان است.»آن گاه آن مرد به عمر گفت:پس چرا ای امیر مؤمنان او را مانع شدی (از حق خلافتش) ؟عمر گفت:«چون جوان و کم سن و سال بود و فرزندان عبد المطلب را خیلی دوست می داشت،او را خوش نداشتیم .
مقصود این نیست که عمر همیشه در تمام کارها با حضرت علی (ع) به مشورت می پرداخت و یا از کلیه نظرات او در فقه پیروی می کرد،زیرا عمر سخت در عقیده خود مستقل بود.گاهی اتفاق می افتاد که او نظری بر خلاف نظر پیامبر بزرگوار (ص) داشت.پیامبر (ص) به کسی که در حج خود قربانی نکرده است و از مردم بومی مکه هم نیست،واجب شمرده است تا حج تمتع انجام دهد،به این ترتیب که پس از طواف خانه خدا و سعی میان صفا و مروه از احرام خود بیرون آید.سپس زن به او حلال می شود تا این که دوباره پیش از رفتن به عرفات برای حج محرم گردد.
پیامبر (ص) متعه زنان را به مدت معینی حلال شمرد،و لیکن عمر رایش بر این تعلق گرفت که مانع هر دو متعه[حج تمتع و متعه زنان]شود و مردی را که برای مدتی محدود،زنی را متعه کرده است به سخت ترین نوع مجازات (رجم-سنگسار) کند و مسلم در صحیح خود از ابو نضره روایت زیر را نقل کرده است:
ابن عباس امر به متعه می کرد و ابن زبیر از آن نهی می کرد،جریان را برای جابر بن عبد الله (انصاری) نقل کردم،او گفت:همین موضوع برای من پیش آمد و با پیامبر خدا متعه کردیم چون عمر به خلافت رسید گفت:خداوند برای پیامبرش آنچه خواست،حلال قرار دهد،حلال می کرد،به دلیل آن که مشیت او تعلق گرفته بود.
براستی که قرآن به جایگاه مناسب خود نازل شده است.پس،حج و عمره را برای خدا-آن چنان که شما را امر کرده است-به پایان برسانید (بدون بیرون آمدن از احرام پیش از رفتن به عرفه) و از نکاح زنان خودداری کنید.پس،«هرگز مردی را که با زنی تامدت معینی نکاح کرده باشد نیاورند،مگر او را با سنگ سنگباران کنم (۶) .
این سخن خلیفه:که خداوند،آنچه را که پیامبرش (ص) می خواست،حلال می کرد.دلالت دارد بر این که پیامبر نکاح زنان به مدت معین (متعه) را حلال شمرده است و بعد هم آن را حرام نکرده است.اگر پیامبر (ص) پس از حلال شمردن متعه،آن را حرام می کرد،خلیفه تحریم آن را به اصحاب یادآور می شد.این گفته او:«از نکاح این زنان خودداری کنید»،دلیل این است که در عهد عمر،اصحاب و مسلمانان پیوسته متعه می کرده اند و گرنه دستور نمی داد که ایشان از متعه خودداری کنند.اگر پیامبر (ص) بعد از حلال دانستن آن،دوباره تحریم می کرد،هر آینه اصحاب سر و کار با آن نمی داشتند بلکه در زمان پیامبر از آن خودداری کرده بودند و نیازی نداشت عمر در زمان خود به آنان دستور خودداری دهد و یا مرتکب متعه را تهدید به رجم-کشتن با پرتاب سنگ-کند.و درباره حج تمتع پیامبر خدا (ص) در حجه الوداع اعلان فرمود:
«اگر من جریان کار را پیش بینی می کردم آنچه را که در پایان کار دیدم،قربانی نمی کردم و آن را عمره قرار می دادم.پس،اکنون هر کدام از شما قربانی به همراه ندارد باید از احرام خود بیرون بیاید و آن را عمره قرار دهد.پس سراقه بن مالک بن جشم از جا برخاست و عرض کرد یا رسول الله فقط امسال یا همیشه؟پیامبر خدا (ص) انگشتانش را در یکدیگر کرد،و فرمود: عمره،این چنین داخل در حج است (دوبار این عبارت را تکرار کرد) .نه بلکه برای همه زمانها» (۷) .
بدین گونه استبداد رای خلیفه و تندروی در اجتهادش بر خلاف دستور پیامبر (ص) به حج تمتع و جواز ازدواج به مدت محدود (متعه) ،او را به نهی از حج تمتع،و جواز قتل مرتکب متعه زنان به مدت معین،کشاند.از کسی با چنین استبداد رای،هرگز انتظار نمی رفت که در تمام مشکلات با علی مشورت کند و یا همه نظرات او را بپذیرد.با همه اینها،در هر حال،عمر، برای مشورت و حل مشکلات خود،علی را دانشمندترین و لایق ترین صحابه می دید.
علی رغم روابط خوب میان امام (ع) و خلیفه دوم تا آن جا که منجر به وصلت میان آن دو شد (عمر با ام کلثوم،دختر علی ازدواج کرد) ،تاریخ از هیچ مشاجره ای بدان اندازه که میان این دو شخص،در روزگار خلافت ابو بکر روی داده است،سخن نمی گوید.آری،عمر در این مورد چندین بار با ابن عباس صحبت می کند.و خلیفه در بیشتر این گفتگوها آنچه را اتفاق افتاده بود مقرون به صواب می بیند!
برگرفته از کتاب امیر المومنین اسوه وحدت نوشته آقای محمد واعظ زاده خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *