از دیدگاه اهل بیت

مقصود پیامبر از ولی و مولا در غدیر

دو کلمه ولی و مولا تقریبا به یک معنی آمده اند با این تفاوت که کلمه ولی به اشیاء و اشخاص نسبت داده می شود،مثلا گفته می شود:ولی وقف،همان طوری که می گویند:خداوند ولی مؤمنان است.اما کلمه مولا جز به اشخاص نسبت داده نمی شود،مثلا گفته می شود مولای مؤمنان ولی گفته نمی شود مولای وقف.
اما معانیی که کلمه مولا به آن معانی آمده و اهل لغت تعدادی از آن معانی را نقل کرده اند:
۱-دوست.۲-همسایه.۳-مهمان.۴-شریک.۵-پسر.۶-پسر عمو.۷-پسر خواهر.۸-داماد. ۹-خویشاوند.۱۰-عمو.۱۱-رفیق.۱۲-نعمت دهنده.۱۳-نعمت داده شده.۱۴-از دست رفته. ۱۵-آزاد کننده.۱۶-صاحب.۱۷-مالک.۱۸-آقا،غیر آزاد کننده و یا صاحب.۱۹-بنده.۲۰-پیرو. ۲۱-همپیمان.۲۲-یاور.۲۳-سزاواتر به چیزی.۲۴-شخصی که دخل و تصرف در کاری می کند. ۲۵-عهده دار کار.۲۶-جانشین.
علی رغم این که کلمه مولا گاهی در هر یک از این معانی به کار می رود،پانزده معنای اول از آن معانی است که به هنگام اطلاق،تبادر آنها به ذهن بعید است.جز به قرینه ای روشن،ذهن به آن معانی توجه نمی کند.و معنای این مطلب آن است که اگر کلمه مولا بدون هیچ قرینه ای به کار برده شود،شنونده نسبت به درک معنای آن تنها بین یازده معنای آخر مردد می ماند.و آشکارترین معنا در بین یازده معنی دو معنای آقا و بنده است.
به هر حال از کلمه مولی در حدیث غدیر خم هیچ یک از پانزده معنای اول منظور نشده است. بنابراین هیچ کدام از معانی همسایه،مهمان،شریک،پسر،خواهرزاده،عمو،داماد و رفیق را قصد نداشته است.زیرا علی (ع) همسایه،وارد،شریک و یا پسر،یا خواهرزاده و یا داماد و یا رفیق برای همه کسانی که پیامبر خدا (ص) همسایه یا وارد،یا شریک او و یا پسر،یا خواهرزاده و یا داماد و یا رفیق آنها بوده باشد،نبوده است و پیامبر (ص) عموی کسی نبوده است،زیرا که او برادری از پدر و مادر نداشته است.و از کلمه مولا خویشاوند را نیز اراده نفرموده است زیرا که خبر دادن از خویشاوندی،نابخردانه است شایسته پیامبر (ص) نیست که مردم را جمع کند تا خویشاوندی را به اطلاع برساند.زیرا که هر مسلمانی می داند که علی (ع) پسر عموی پیامبر (ص) است و خویشاوند هر یک از آن دو تن نیز،خویشاوند دیگری است.و دوست نیز مورد نظر نبوده است به این دلیل که این معنی هم مناسب مقام نمی باشد زیرا مطلب مهمی نیست که پیامبر (ص) هزاران تن از مردم را جمع کند تا به ایشان اعلام نماید که علی (ع) را وست بدارد هر کسی که پیامبر خدا را دوست می دارد،و این چیزی نیست که منحصر به علی (ع) باشد.چون همه اصحاب پاک مانند ابو بکر،عمر،عثمان،ابوذر،سلمان،عمار و دیگران، دوست می داشتند کسانی را که پیامبر (ص) آنها را دوست داشت.علاوه بر آن که پیامبر (ص) می خواسته است بگوید که او سرپرست همه مسلمانان است در صورتی که پیامبر دوست همه مسلمانان نبوده است،زیرا مسلمانان سرکش را دوست نمی داشت.
مقصود پیامبر (ص) معنای نعمت داده شده نیز،نبوده است،زیرا پیامبر (ص) از طرف مردم و یا حداقل از طرف گروهی قابل ذکر،نعمتی دریافت نکرده بود.و نعمت دهنده مادی هم مورد نظر نبوده است،زیرا که پیامبر (ص) به تمام مسلمانان نعمت مادی نداده بود.پیامبر (ص) می خواست بگوید که علی (ع) مانند اوست در این جهت که او سرپرست همه مسلمانان از تمام نسلهاست.و قصد پیامبر (ص) دهنده نعمت معنوی نبوده،علی رغم این که پیامبر (ص) با هدایت مسلمانان به دین خدا به تمام آنها نعمت معنوی داد و همچنین علی (ع) با جهاد بی نظیر خود در راه اعلای کلمه الله نسبت به همه ولینعمت بود.قصد پیامبر (ص) آن نبود،زیرا در آن مقام نبود تا از جریانی خبر دهد که در گذشته اتفاق افتاده است،بلکه در این مقام بود که به علی (ع) مقام و منصبی مرحمت کند.و طبیعی است که مقصود پیامبر (ص) از کلمه مولا،از دست رفته نبود،به دلیل نادرستی و سفیهانه بودن آن،و نه معنی آزاد کننده، زیرا که پیامبر (ص) آزاد کننده مسلمانان نبود زیرا اکثریت قاطع مسلمانان برده نبودند.و یازده معنای آخری نیز درست نیست،از جمله،طبیعی است که معنای رب مورد نظر نبوده است،زیرا که آن کفر است،همچنین معانی:بنده،و پیرو،صحیح نیست چون که پیامبر (ص) بنده و پیروکسی از مردم نبود.و معنای مالک مقصود حضرت نبوده است،زیرا که پیامبر مالک مسلمانان نبوده است،و معنای همقسم و همپیمان مورد نظر نبوده است،چون پیامبر (ص) همپیمان و همقسم تمام مسلمانان نبوده است،و اگر همپیمان معنوی هم باشد باز هم درست نیست،زیرا آن گرامی با گنهکاران مسلمان هماهنگ معنوی نبود و چقدر هم تعداد ایشان زیاد بود!
قصد معنی ناصر،صحیح نیست به این جهت که پیامبر (ص) همان طوری که یاد آور شدیم می خواهد بگوید که او (ص) سرپرست همه مسلمانان از تمام نسلهاست در صورتی که پیامبر (ص) یاور برای تمام نسلها نیست.و آن که می تواند یاری کننده تمام نسلها باشد تنها خداست. و با این همه،پیامبر (ص) یاور همه مسلمانان نیست بلکه یاور مسلمانان خالص است و کمک او به مسلمانان عاصی و تبهکار نمی رسد.و در این صورت جز پنج معنی از یازده معنی باقی نمی ماند و آنها عبارتند از:آقای غیر آزاد کننده،یا مالک،سزاوارتر به چیزی،انجام دهنده کاری، عهده دار امری،و جانشین.
معنای آخری (جانشین سرپرست) درست نیست مگر وقتی که یکی از آن چهار معنی مورد نظر باشد،زیرا آن معنای مستقلی نیست.اما (آقا-سرور) در صورتی صحیح است که مقصود از آن زمامدار و یا متبوع باشد،زیرا که پیامبر (ص) متبوع و زمامدار همه مسلمانان بوده است.و سه معنای آخری:سزاوارتر به چیزی،متصرف در کاری و عهده دار امری،در معنی به هم نزدیکند و با معنای متبوع و زمامدار هماهنگی دارند،از آن جا که مقصود از متبوع و زمامدار کسی است که با دستور خداوند این چنین بوده باشد،پس اگر غرض از مولا،سزاوارترین فرد نسبت به هر مؤمنی باشد که او سزاوارتر به تصرف در امر مسلمانان است،در نتیجه همان معنای زمامدار و کسی خواهد بود که به فرمان خدا باید پیروی شود،و همچنین عهده دار امری و متصرف در کار[که ملازم با معنای اولی به تصرف است].
برگرفته از کتاب امیر المومنین اسوه وحدت نوشته آقای محمد واعظ زاده خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *