از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر عید غدیر – رسید از جانب حق بر پیـمبر

رسید از جانب حق بر پیـمبر
پیام از جبرییلِ ماه ،مَنـظر

رسولم زینت عرش برین است
همین حجِّ تو حجِّ آخرین است

پیمبر بر همه کـرده تَکلُّف
به امّت داده فرمـانِ توقّف

سپس خودهم،همانجا ایستاده
رسد تا هم سواره،هم پیـاده

رسول الله ،غوغایی عَلَم کـرد
جهاز ِاُشتران را روی هم کـرد

کنارِ بِرکه روزی باشکوه است
جهاز ِاُشتران مانند کوه است

قدم بنهاده بر رویش پیمبـر
صدا زد تا که آید پیشش حیدر

محمد که جهان گردیده مستش
گرفته دست حیدر را به دستش

همان دستی که دستِ کردگار اسـت
همان دستی که صاحب،ذوالفقار است

همان دستی که دلها را ربـوده
همان دستی که خیبر را گشوده

همان دستی که سائل را کـرم داد
همان دستی که بر موسی حَشم داد

بگفتا هر که من مولای اویـم…
امید و شافعِ عقبای اویـم….

هرآنکس بشنود اکنون صـدایم
هرآنکس دل دهد از دل برایـم

بداند که علی همسنگر اوست
علی بعداز پیمبر یـاور اوست

علی یار و مددکـار ِ اَمینم
علی با امر حق،شد جانشینم

علی خود مظـهر ِ تقواُ و ایمان
دهد پیـراهن او بـوی ِقرآن

علی بر کشتی عشق است،ناجی
هرآنکس بوده یارش،گشته حاجی

پیمبر هر چه گفت،امّت بَلی گفت
تمام عرشیان هم یـا علی گفت

همه کـرده ز ِفرمانش اطاعت
جلو آورده امّت ،دست ِ بیـعت

همه بودند ،بر حسب ِ وظـیفه
شُرِیحُ و اهل شورای سقـیفه

زجمله تهنیت گویان ِ حـیدر
ابوبکرو عُمر،اُمّت سراسـر

که شادان از همه قلب ِ نبی بود
شعار ِ روز،بَخُّن یا علی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *