اخلاق و فضائل, سیره عملی و رفتاری

امام علی – دفاع از خلافت خویش

خلیفه دوم در زمان خود نقشه خلافت را به گونه ای طرح کرد که حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام پس از مرگ او نیز به خلافت نرسد و مخالفان را با سرنیزه ساکت کرد.
و شورائی را طرح کرد که سرانجام آن شورا، خلافت خلیفه سوم باشد، چون خلیفه سوم جزو هم پیمان های خلیفه دوم بود.
خلیفه دوم وصیّت کرد:
الف- شش نفر لیاقت خلافت دارند، اگر یکی را برگزیدند او خلیفه است.
ب- اگر به دو گروهِ ۳ نفره تقسیم شدند، معیار، رایِ عبدالرّحمن بن عوف، دامادِ خلیفه سوم است، او با هرکس بیعت کرد آن شخص خلیفه مسلمین است.
ج- و اگر یک نفر مخالفت کرد، گردن او را بزنید.
بنابر این آینده شورا روشن است، زیرا در آن شورا یک نفر (زبیر) با امام علی علیه السلام هماهنگ است.
و نظر عبدالرّحمن بن عوف هم با خلیفه سوم است که بقیّه کارها یک صحنه سازی سیاسی برای عوام فریبی مردم بود.
عبدالرّحمن بن عوف با خلیفه سوم بیعت کرد و به مردم فرمان داد تا با خلیفه سوم بیعت کنند و مردمِ ناآگاه نیز اطراف خلیفه سوم را گرفتند.
در این لحظات حسّاس چه باید کرد؟
آیا باید سکوت کرد و گذشت؟
یا باید افشاگری نمود؟
حضرت امیرالمومنین علیه السلام دوّمین نظر را برگزید.
و مردم را مورد خطاب قرار داد و در یک سخنرانی افشاگرانه، فضائل خود را به یاد مردم آورد،
و سفارشات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را مطرح کرد،
و از مردم بارها اعتراف و اقرار گرفت،
و همه اقرار کردند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در جاهای گوناگون، امامت امام علی علیه السلام را مطرح فرمود.
بگونه ای سخنرانی حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام کارگر افتاد که سران کودتا به وحشت افتادند و خلیفه سوم شتاب زده به عبدالرّحمن گفت:
آخرین وصیّت خلیفه دوم چه بود؟
پاسخ داد:
مخالف باید کشته شود!!
و امام علی علیه السلام با بیدار کردن وجدان های خفته مردم، راه منزل را در پیش گرفت.(۱).

بحارالانوار ج۳۱ ص۳۱۵ و ۳۷۲٫
برگزیده کتاب امام علی(ع)و امور نظامی و دفاعی نوشته آقای محمد دشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *