نهج البلاغه

امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۱۷ – ترجمه اردبیلی

و از سخن آن حضرتست بر او باد سلام در وصف کسی که متصدی شود و پیش آید برای حکم نمودن میان مردمان و نباشد مر این حکم کردن را از اهل آن
بدرستی که دشمنترین خلقان بسوی خدای تعالی دو مردند یکی مردیست که باز گذاشته باشد خدا او را با نفس خودش پس او
درگذرنده است از میان راه که حق است بمیان دل او رسانیده شده است سخن بدعت و خواندن بگمراهی پس او مرد فتنه است مر
کسی را که در فتنه و بلا افتد بواسطه او گمراهست او از راه کسی که بوده است قبل از و بصفت امامت گمراه کننده است کسی که
اقتدا کرده
نسخه نهج البلاغه (براساس ترجمه اردبیلی)، ص: ۲۲
زندگانی او و پس از وفات او بردارنده است بار گناهان غیر خود را در گرو است بکار تباه خود و مرد دوم مردیست که جمع کرده
صفحه ۵۰ از ۳۰۲
نادانی را شتابنده است در میان جاهلان است سعی کننده است در ظلمهای فتنه کور دل است به آن چه در عقد صلح است از اسباب
مصلحت بتحقیق که نام نهادهاند او را اشخاص مردمان و نیست دانا بعلوم شریعت بامداد کرد پس بسیار خواست از جمع آوردن
آنچه اندکی از آن بهتر است از آنچه بسیار است از مسائل باطله تا آنکه چون سیراب شد از آب متعفّن گندیده و پر شد از مسائل
بی فایده ناپسندیده نشست میان مردمان حکم کننده ضمان شونده برای خلاص گردانیدن آنچه پوشیده است بر غیر خود پس اگر
فرود آید باو یکی از کارهای مشکل که بر او پوشیده شده باشد حکم آن آماده سازد برای حل آن سخن بسیار بیفایده از فکر خود
پس از آن جزم شود بآن و حکم کند پس وی در پوشیدگی شبهههای مبهمه درماند از بافتن عنکبوتست نمیداند که بصواب حکم
کرده یا خطا کرده اگر صواب حکم کرده ترسد که باشد خطا کرده و اگر خطا کرده امید دارد که باشد صواب گفته نادانیست
بسیار خبط کننده در نادانیها رونده در ظلمات جهل بدیده ضعیف سوار بر شترانی که نمیبینند نگزیده بر دانش بدندان برنده یعنی
دندان بر هیچ علم ننهاده میافکند روایتها را بی وقوفانه مانند افکندن باد گیاه خشک را نیست توانا بخدا سوگند ببالا وارد شده بر
او از مسائل بحساب نمیگیرد علم را در چیزی از آنچه انکار دارد او را و نمیبیند از آنکه از پس آنچه رسیده است از آن مذهبی و
راهی باشد مر غیر آنرا و اگر پوشیده باشد بر او کاری بپوشاند آن کار را از مردمان بجهۀ آنچه میداند از نادانی نفس خود و
نمیخواهد که جهل او ظاهر گردد فریاد میکند از جور حکم او خونهای بناحق ریخته و مینالد از دست او میراثها بسوی خدا
شکایت میکنم از گروهی که زیست میکنند در حالتی که جاهلانند و میمیرند در حالتی که گمراهانند نیست در میانشان کالائی
که کاسهتر باشد از کتاب خدا چون خوانده شود چنانچه حق خواندن است و نیست هیچ متاعی رایجتر از روی فروختن و نه گرانتر
از روی بها از کلام خود هرگاه تغییر داده شود از موضع خود بر مشتهیات هوای نفس و نیست نزد ایشان شر از آنچه نیکوست در
شرع و نه نیکوتر از آنچه ناشایست است از مناهی
برگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه اردبیلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *