نهج البلاغه

خطبه ۶۹ نهج البلاغه – سحرگاه روزى که ضربت به فرق مبارکش رسید

و قال ع فِی سِحره الیَوم الْذی ضُرِبَ فِیه
مَلَکَتْنِی عَیْنِی وَ اءَنَا جَ الِسٌ فَسَ نَحَ لِی رَسُولُ اللَّهِ ص فَقُلْتُ : یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا ذَا لَقِیتُ مِنْ اءُمَّتِکَ مِنَ الْاءَوَدِ وَ اللَّدَدِ فَقَالَ : ادْعُ عَلَیْهِمْ
فَقُلْتُ : اءَبْدَلَنِی اللَّهُ بِهِمْ خَیْرا لی مِنْهُمْ وَ اءَبْدَلَهُمْ بِی شَرّا لَهُمْ مِنِّی . قال الشریف : وَ یَعْنی بالا ود الاعوجاج وَ باللدد الخَصام وَ هَذا مَن
اءَفْصَح الْکَلامِ .
صفحه ۸۱ از ۲۶۳
ترجمه : آن حضرت در سحرگاه روزی که ضربتش زدند فرمود
همچنان که نشسته بودم به خواب رفتم . رسول الله (ص ) ، بر من گذر کرد . گفتم یا رسول الله از امّت تو چه ناراستیها و کینه
توزیها دیده ام . گفت نفرینشان کن . گفتم خداوند به جای آنها به من بهتر از ایشان را دهد و به جای من بدترین کسان را بر ایشان
گمارد . شریف رضی گوید : (اود) به معنی کژی است و (لدد) به معنی خصومت و کینه توزی و ، این از فصیحترین عبارات است .
برگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه: حسین انصاریان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *