نهج البلاغه

شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۳۶۱

[صفحه ۷۱۷]
رسم القرآن: اثر آن، و آن خواندن آن است، لا یبقی من الاسلام الا اسفه: عمل به آن نماند، (زمانی بر مردم بیاید که به جا نماند در میان ایشان از قرآن مگر نشانهای، و از اسلام مگر نامی. در آن زمان مسجدها از جهت ساختمان آباد، و از جهت رستگاری ویران است، ساکنان و آبادکنندگان آنها بدترین مردم روی زمینند، از آنها فتنهها برمیخیرد و در آنها معصیت لانه میکند هر کس را که از آن فتنه کناره گیرد، به سوی آن باز میگردانند، و هر کس را که از آن زمان مانده است به جانب آن میبرند خداوند پاک میفرماید: قسم به حق خودم که فتنه و فساد را بر آن مردم برانگیزم بطوری که آدم بردبار، سرگردان شود، و چنین است. و ما از خداوند طلب آمرزش از لغزش غفلت میکنیم). ساکنان و آبادکنندگان مساجد: قاریان بدکاره و رهبران گمراهکنندهای که امام (ع) آنان را در آغاز کتاب با این عبارت توصیف کرد: (بدترین مردم در نزد خدا دو گروهند … ) و در فصل دیگری در مذمت آنان فرمود: (برای اختلاف مردم در نظرات دنیا، مطلب به یکی از ایشان باز میگردد … ) بدیهی است که ایشان و نظایر ایشان بدترین مردم روی زمینند از آن جهت که اینان ریشهی فتنه و فساد در دینند و تما
م خطاهای مردم به آنها برمیگردد، زیرا که مردم از آنها نیرو و راهنمایی میگیرند، و هر کس چنین باشد آمادهی فتنهای است که شخص بردبار و عاقل سرگردان میماند. بعضی به جای حلیم، حکیم نقل کردهاند. و هنگامی که شخصی چون امام (ع) از خداوند طلب بخشش از لغزش غفلت میکند پس بر ما پیروی از او واجب است ما نیز میگوییم: بار خدایا ما را از لغزش غفلت بازدار!
برگرفته از کتاب شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی ترجمه: محمد صادق عارف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *