نهج البلاغه

شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۵۳

[صفحه ۲۵۰]
کلمه الوطن توحی بالقوه و الاهل و جمع الشمل، و بالمتعه و الراحه و الطمانینه. و الغنی الواجد تتوافر له هذه الاوصاف، لان المال قوه و متعه، و به تطمئن النفس و ترتاح، و الی صاحبه تتودد الرجال و اخوان الزمان.. اما کلمه الغربه فانها توحی بالضعف و الوحده و الوحشه و بالالم و الخوف و الضیاع، و معنی هذا ان الغنی وطن بذاته سواء اکان فی مکان الولاده ام فی غیره، و ان الفقر غربه و سجن و تشرید اینما کان و یکون حتی فی مسقط الراس، بل هو کفر ایضا کما قال الرسول (ص)، و الموت الاکبر کما قال الامام فی الحکمه الاتیه، و الوصف بالاکبر یومیء الی ان الفقر اقسی و اشد من الموت المعتاد. و تقدم الکلام عن ذلک فی الحکمه ۳٫ و لابد من الاشاره الی ان مراد الامام بالغنی ان یملک المرء من اسباب العیش ما فیه الکفایه له و لعیاله مع الکرامه ایضا، و لیس المراد به الذهب و الفضله و الدیباج و الریاش.
برگرفته از کتاب شرح نهج البلاغه – فی ظلال نهج البلاغه – محمد جواد مغنیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *