نهج البلاغه

شرح نهج البلاغه محمد دشتی – خطبه ۱۳۸ – اشارت به حوادث بزرگ

امام زمان و قرآن
یعطف الهوی علی الهدی
(امام زمان (عج) خواسته‌ها را تحت الشعاع هدایت الهی قرار می‌دهد)
سنائی:
آن هوائی که پیش از این باشد
رسم و عادت بود نه دین باشد [۱۳۲۷].
آینده و حکومت امام زمان
فیریکم کیف عدل السیره و یحیی میت الکتاب و السنه
(به شما نشان می‌دهد که حکومت عادلانه کدام است، او کتاب و سنت فراموش شده را در جامعه و زندگی مردم زنده می‌کند)
خاقانی:
خسرو اقلیم گیر، سرور دیهیم بخش
مهدی آخر زمان، داور روی زمین [۱۳۲۸].
آذر بیگدلی:
بانتظار تو خو کرده‌ام، چنانکه ز راه
رسیده‌ای و همان چشم حسرتم باز است
بکوی او همه شب تا به روز مینالم
فغان که یار نمی‌پرسد این چه آوازست [۱۳۲۹].
نراقی:
سامره مصر است من یعقوب پیر
یوسفم گم گشته آنجا با بشیر
از فراقش دیده‌ی من کور شد
هم بصیرت هم بصر بی‌نور شد
ای فغان کز جور اخوان زمان
یوسفم در چاه کنعان شد نهان
ای دریغا یوسفم در چاه شد
از فراقش ناله‌ام تا ماه شد
یوسفا جای تو در زندان دریغ
آفتابت از نظر پنهان دریغ
مهدی اندر چاه و از دیدن نهان
می‌دود دجال در گرد جهان
ای نسیم صبح ای باد صبا
می‌رسی از سامره صد مرحبا
بازگو با خود چه داری ای نسیم
زنده ساز این استخوانهای رمیم
من بخوانم نکهت پیراهنی
بوی پیراهن کجا و چون منی
یک غباری پس هزاران خاک پاک
تا کنم تعویذ خود از هر بداک
ای نسیم صبح بعد از صد سلام
از صفائی گو به آن شه این پیام
مملکت بی صاحب است ای پادشاه
الله الله پای دولت نه براه
برف باریده است بر باغ جهان
آفتابت تا به کی باشد نهان
پر شد از ظلم و ستم روی زمین
یک نظر بر سوی مظلومان ببین
لوح دوران شد تهی از نقش حق
ای تو دفتردار بر گردان ورق
ای طبیب درد بی درمان من
ای دوای رنج بی پایان من
ای به یادت آه عالم سوز من
ای ز هجرت تیره شام و روز من [۱۳۳۰].
دشمنی‌های شیطان
و اعلموا ان الشیطان انما یسنی لکم طرقه لتتبعوا عقبه
(آگاه باشید که شیطان، راه‌های پیروی از خود را آسان، جلوه می‌دهد تا از او پیروی کنید)
مولوی:
عمر عزیز رفت به پایان چه می‌کنی
خود را اسیر و بنده‌ی شیطان چه می‌کنی [۱۳۳۱].
شهریار:
سلاله نبوی و غرور شیطانی؟
ببین تفاوت ره از کجا و تا به کجاست
مرو بدعوت شیطان پی نژاد و نسب
که قصه شجر الخلد جنت الماواست
ترا بدین شجر اندازد از بهشت برون
که بازگشت بکفر و ضلالت آباست
دماغ کبر و منی از مقابر فرعون
عصای عز و شرف از موارث موساست [۱۳۳۲].
برگرفته از کتاب شرح و تفسیر نهج البلاغه ترجمه محمد دشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *