نهج البلاغه

شرح نهج البلاغه محمد دشتی – خطبه ۱۴۳ – در طلب باران

همه در اطاعت پروردگار
الا و ان الارض التی تقلکم و السماء التی تظلکم مطیعتان لربکم
(توجه داشته باشید زمینی که شما را در دامن خود دارد و آسمانی که بر شما سایه افکن است، مطیع پروردگار شمایند).
مولوی:
آسمان را و زمین را خبر است و معلوم
کاسمان همچو زمین امر ترا منقاد است [۱۳۵۷].
ضرورت توبه
ان الله یبتلی عباده … لیتوب تائب
(خداوند بندگانش را آزمایش می‌کند … تا بلکه توبه کننده‌ای باز گردد).
عطار نیشابوری:
گر نبودی مرد تایب را قبول
کی بدی هر شب برای او نزول [۱۳۵۸].
ره‌آورد توبه و استغفار
قد جعل الله سبحانه الاستغفار سببا لدرور الرزق و رحمه الخلق
(خدای سبحان استغفار و توبه را عامل فراوانی روزی و رحمت آوردن بر بندگان قرار داد).
ابوسعید ابوالخیر:
در بارگه جلالت ای عذر پذیر
دریاب که من آمده‌ام زار و حقیر
از تو همه رحمتست و از من تقصیر
من هیچ نیم همه تویی دستم گیر [۱۳۵۹].
فیض کاشانی:
غم ز دل خستگان تا بتوانی ببر
بر در حق ناله‌ها تا بتوانی بیار
یاد قیامت به روز تا بتوانی بکن
اشک ندامت به شب تا بتوانی ببار
کیسه‌ی پر زر برو در ره مسکین بریز
کاسه‌ی چوبین فقر بر در حق شب بدار
شب همه شب جان بده در طلب مغفرت
روز چو شد نان بده از طلب کسب و کار
کن سبک از ناله شب دوش زبار گناه
روز ز بهر کسان دوش بنه زیر پا
دوش نگردد سبک از غم یک معصیت
تا نکشی از خسان جور گرانی هزار
باش چو در محفلی دل به خدا رو به خلق
چون که به خلوت روی روی دلت سوی یار [۱۳۶۰].
امام خمینی (ره):
هر کسی از گنهش پوزش و بخشش طلبد
دوست در طاعت من غافر و تواب من است [۱۳۶۱].
ارزش توبه
فرحم الله امرا استقبل توبته
(پس رحمت کند خدا بنده‌ای را که در توبه عجله نماید)
سنائی غزنوی:
هر که را کوی عشق او تازه است
توبه او کلید دروازه است [۱۳۶۲].
امیدواری به لطف خدا
اللهم … راغبین فی رحمتک … و رزقک و رحمتک
(خدایا.. تنها رحمت تو را مشتاق و در انتظار روزی و رحمت توایم)
عطار نیشابوری:
هست رحمت آفتابی تافته
جمله‌ی ذرات را دریافته
رحمت او بین که با پیغامبری
در عتاب آمد برای کافری
تو مکن بد گر چه من بد کرده‌ام
زانک این بد جمله با خود کرده‌ام
از کجا جویم ترا ای جان من
رحمتی کن بر دل حیران من
گر جفا دیدی تو از من بی‌وفا
تو وفاداری، مکن با من جفا
عاقبت پیک عنایت در رسید
شکر ما بعد شکایت در رسید
جذبه حق باید از ایشان کرد خواست
کین بدست من نخواهد گشت راست [۱۳۶۳].
ضرورت ترس و امیدواری
اللهم … راجین فضل نعمتک و خائفین من عذابک و نقمتک
(خدایا.. از فضل و نعمت‌های تو امیدوار و از کیفر و عذاب تو ترسناکیم)
فیض کاشانی:
آتش خوف تو آب دیده‌ها
ز آب حلمت آتش طغیان ما [۱۳۶۴].
لامع:
در عفو تو چو می‌نگرم بالدم امید
سوزم به نار خوف کنم چون نگاه خویش [۱۳۶۵].
آذر بیگدلی:
چو هر نومید از و امیداوار است
چو هر ناکام از وی کامران است
جهان گو خصم باش او دوستدار است
فلک گو کینه‌ورز او مهربان است
فقیرم غیر آن درگاه درگاهی نمی‌دانم
غریبم غیر راه کوی او راهی نمیدانم [۱۳۶۶].
شکوه‌ها با خدا
اللهم انا خرجنا الیک … ما لا یخفی علیک
(خدایا، رو به سوی تو آورده‌ایم و از آنچه که برایت پنهان نیست، شکایت داریم)
صائب تبریزی:
صائب از هر کس که داری رنجشی اظهار کن
شکوه چون در دل گره شد تخم کلفت می‌شود [۱۳۶۷].
لامع:
من بی‌کسم و جز تو ندارم دگری
ای تو کس بی‌کسان به فریادم رس [۱۳۶۸].
نراقی:
ای خدا ای بی پناهان را پناه
مجرمان را عین عفوت عذر خواه [۱۳۶۹].
قدرت لا یزال الهی
انک علی ما تشاء قدیر
(خدایا تو بر هر آنچه بخواهی توانائی)
سنائی غزنوی:
همه از امر اوست زیر و زبر
غافلند آدمی ز خیر و ز شر [۱۳۷۰].
برگرفته از کتاب شرح و تفسیر نهج البلاغه ترجمه محمد دشتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *