آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۲۰۲
[صفحه ۲۴۹]اللغه: الزاخر: الملان. و التقاصف: تزاحم الامواج یقصف بعضها بعضا. و الیبس: الیابس. و فطر: خلق. و الاطباق: الطبقات. و الرتق: ضد الفتق. و المثعنجر: الماء الکثیر. و القمقام: […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۱۶۰
[صفحه ۳۲۶]طریق الحق واضح کوضح النهار، و لا عذر لمن اعرض و نای. و مثله فی الخطبه ۱۵۵: ان الله قد اوضح لکم سبیل الحق، و انار طریقه، فشقوه لازمه، […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – نامه ۱۸
[صفحه ۴۲۸]اللغه: حادث: فعل امر، عامل او تعهد. و التنمر: التنکر. و الوغم: الحرب و الحقد. و ماسه: قریبه. و مازورون: آثمون. اربع: ارفق او قف. و یفیل: یضعف. الاعراب: […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۵۳ – ترجمه اردبیلی
و از کلام حضرتست در اصحاب صفّینپس کوفتند یکدیگر را بر من همچون کوفتن شتران تشنه یکدیگر در روز وارد شدن ایشان بآب در حالتی که واگذاشته ساربانشایشان را و […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۲۲۱ – ترجمه اردبیلی
و از سخن علی علیه السلام بر او باد سلامپس بدرستی که ترسگاری از خدا کلید راستی است و ذخیره روز باز پسین و آزادی از هر کرداری و رستگاری […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – نامه ۱۹ – به یکی از فرماندهان
[صفحه ۶۸۳]نامهی حضرت به یکی از کارگزارانش: دهقان: معرب دهگان: مالک ده، کشاورز، اگر نونش اصلی باشد منصرف به کار میرود، وگرنه غیر منصرف است، به دلیل وضعیت و الف […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۷۴ – ترجمه اردبیلی
و فرمود چه نیکست تواضع نمودن توانگران برای درویشان بجهۀ طلب کردن آنچه نزد خداست و نیکوتر از آنست که تکبر فقیرانصفحه ۲۸۹ از ۳۰۲و فرمود چه نیکست تواضع نمودن […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۷
[صفحه ۱۱۳]اللغه: ملاک الامر: قوامه الذی یملک به، یقال: القلب ملاک الجسد ای لا وجود للجسد الا به. و اشراک: جمع حبائل الصید. و الحجور: جمع حجر- بکسر الحاء- حضن […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – نامه ۶۰ – به فرماندارانی که ارتش..
نهی از مردم آزاریقد اوصیتهم بما یجب لله علیهم من کف الاذی و صرف الشذی(البته، به آنان توصیه کردم که به آنچه خدا از آنان، خواسته است مراعات کنند از […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – کلمه غریب ۲
[صفحه ۶۳۱](این سخنگوی زبان آور و ماهر). مقصود از شحشح زبانآور و ماهر در خطبهخوانی و توانا در ادای سخن، و هر تندگو و تندروز را شحشح گویند. اما شحشح […]