آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۴۵۸
[صفحه ۴۸۰]هذه الکلمه وردت ایضا فی کلام النبی (ص). و الوکاء: رباط القربه، و الالسه: موخر الانسان، و المراد بها هنا الوعاء، و المعنی ان الالسه وعاء او کالوعاء تربطه […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۱۹۲
قضا و قدر الهیفاذا جاء القدر خلیا بینه و بینه(فرشتگانی که از آدمی حراست میکنند، آنگاه که اجل او فرا رسید وی را رها میسازند)سعدی:کبوتری که دگر آشیانی نخواهد دیدقضا […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۲۱۰ – ترجمه اردبیلی
به بسیاری خاموشی میباشد مهابت و خشیۀ و بعدل بسیار میشود پیوستگان و باحسان بزرگ میشود قدر همای مرد و بتواضع تماممیشود نعمت و به برداشتن مشقت واجب میشود مهتری […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – نامه ۷۵ – ترجمه اردبیلی
و از دنباله نامه آنحضرت عتیه السلام استمیان اهل یمن و میان ربیعه و نقل کرده شد از خط هشام بن کلبی این سوگند نامهایست که جمع شدهاند بر آن […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – نامه ۰۲۲ – به ابنعباس
افسوس راستینولیکن اسفک علی ما فاتک منها(تاسف تو باید هنگامی باشد که از امور اخروی، چیزی را از دست دادهای)ابوسعید ابوالخیر:افسوس که عمر رفت بر بیهودههم لقمه حرام و هم […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۴۷ – درباره کوفه
[صفحه ۲۶۴]از سخنان آن حضرت (ع) است درباره پیشامدهای شهر کوفه عکاظ به ضم: نام جایی است در اطراف مکه، عرب جاهلی سالی یک مرتبه و به مدت یک ماه […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۲۹۶
[صفحه ۶۷۲](آدم تنگدست فرستادهی خداست، کسی که به او چیزی ندهد، در حقیقت حق خدا را نداده و کسی که به او چیزی بدهد، در حقیقت به خدا داده است). […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۱۹۱ – ترجمه اردبیلی
و از سخن علی علیه السلام بر او باد سلامسوگند بخدا که نیست معویه بزرگتر از من در تدبیر امور و لیکن او عذر میکند و بیوفائی و فجور میکند […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – نامه ۷۵
[صفحه ۵۷۳](الفصل الثلاثون- فی بیعته (ع)) قول المصنف: (و من کتاب له (ع) الی معاویه) هکذا فی (المصریه) و فیها سقط، و الاصل: (و من کتاب له (ع) الی معاویه […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – نامه ۶۲ – به مردم مصر
[صفحه ۳۳۵]از جمله نامه های امام (ع) به مردم مصر که توسط مالکاشتر، موقعی که او را فرمانروای مصر کرد فرستاد. مهین: گواه. روع: قلب. انثیال: ازدحام، هجوم، ریختن. راح: […]