آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۲۴۹
[صفحه ۳۷۰](ان یروحوا فی کسب المکارم) یروحوا: من الرواح، و هو السیر بعد الظهر، و یستعمل فی مطلق الذهاب و المضی، و المکارم: المحاسن و الفضائل، کالصدق و الوفاء، و […] -
0
خطبه ۱۲۰ نهج البلاغه – بعد از لیله الهریر
و من کلام له عوَ قَدْ قامَ رَجُلٌ مِنْ اءَصْحابِهِ فَقالَ : نَهَیْتَنا عَنِ الْحُکُومَۀِ ثُمَّ اءَمَرْتَنا بِها ، فَلَمْنَدْرِ اءَیُّ الْاءَمْرَیْنِ اءَرْشَ دُ ؟ فَ َ ص فَقَ ع […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – نامه ۳۶ – به عقیل
[صفحه ۱۲۳]از نامه های امام (ع) به عقیل بن ابیطالب درباره لشکری که به سوی گروهی از دشمنان فرستاده بود و این نامه در پاسخ نامه عقیل به امام (ع) […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۱۰
عفو و گذشتاذا قدرت علی عدوک فاجعل العفو عنه شکرا للقدره علیه(هنگامی که بر دشمن خود تسلط یافتی به عنوان شکر این تسلط و قدرت به عفو و اغماض، روی […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – نامه ۲۴ – ترجمه اردبیلی
و از وصیتهای آنحضرت علیه السلام است بعد از برگشتن از صفینتکرار آنرا یعنی ذکر کردن آن را (واز وصیّت آن حضرت است) در چیزی که عمل کرده شود در […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – خطبه ۱۰۸ – توانایی خداوند
نیازمندی پدیدهها بخداکل شیء خاشع له و کل شیء قائم به(هر قدرتی، در برابر خدا خاشع و هر موجودی، در هستی خویش، وابسته به اوست)صائب تبریزی:بی وجود حق، ز خود […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۴۳ – ترجمه اردبیلی
و از کلام اوست که فرموده در وقتی که اشارت کردند بسوی او اصحاب او بمهیّا شدن برای حرب اهل شامپس از فرستادن او جریر بن عبد اللّه بجلّی را […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – خطبه ۲۲۰
[صفحه ۵۱۴]اقول: قال ابن ابیالحدید بعد الاول: ذکر ابومخنف فی کتاب (الجمل): ان الانصار و المهاجرین اجتمعوا فی مسجد النبی (ص) لینظروا من یولونه امرهم حتی غص المسجد باهله، فاتفق […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۲۱۷
[صفحه ۳۷۰](الفصل الرابع و الاربعون- فی ذمائم الصفات) اقول: قال الشاعر: رایت مخیله فطمعت فیها و فی الطمع المذله للرقاب و قال آخر: طمعت بلیلی ان تریع و انما تقطع […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۱۹۰
[صفحه ۵۸۵]امام (ع) دربارهی اوباش فرمود: مهنه: پیشه و صنعت – بقیه مطالب واضح است، (آنان افرادی هسند که اگر جمع شوند غلبه یابند، و چون پراکنده شوند، شناخته نمیشوند). […]