آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۱۵۲
[صفحه ۴۵۰]من استبد برایه هلک فی (کامل الجزری) غزا سیف الدوله سنه (۳۴۹) و قال علیهالسلام: بلاد الروم فی جمع کثیر، فاثر فیها آثارا کثیره و احرق وفتح عده حصون […] -
0
شرح نهج البلاغه مکارم خطبه ۱۶۹ – هنگام حرکت اصحاب جمل به سوى بصره
وَ مِنْ خُطْبَه لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُعند مسیر أصحاب الجمل إلى البصرهالامور الجامعه للمسلمیناز خطبه هاى امام(علیه السلام) است که به هنگام حرکت «اصحاب جمل» (لشکر طلحه و زبیر) به سوى […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۲۳۴
[صفحه ۳۶۱]لا تقطع الصله بینک و بین الله کلیه، و تظهر له العقوق و الجفاء.. واهجر ما نهاک عنه، و ان غلبتک الظروف او النفس الاماره علی بعض ما یکره […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۲۲۰ – در توصیف بیعت مردم
[صفحه ۱۸۲]گفتار آن حضرت در بیان وصف کسی که با آن حضرت، به خلافت بیعت کرد که با عبارات دیگر در خطبه های قبل نیز بیان شده است، و در […] -
0
خطبه ۱۱۹ نهج البلاغه – در فضیلت خود و موعظه یاران
و من کلام له عتَاللَّهِ لَقَدْ عُلِّمْتُ تَبْلیغَ الرِّسالاتِ ، وَ إِتْمامَ الْعِداتِ ، وَ تَمامَ الْکَلِماتِ وَ عِنْدَنا اءَهْلَ الْبَیْتِ اءَبْوابُ الْحِکَمِ وَ ضِیَاءُ الْاءَمْرِ . اءَلا وَ إِنَّ […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۲۴۱
برترین اعمالافضل الاعمال ما اکرهت نفسک علیه(برترین اعمال آن است که انجام آن را بخاطر خدا بر نفس خود تحمیل کنی)جامی:مرد کاسب کز مشقت میکند کف را درشتبهر ناهمواری نفس […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۲۱۶ – ترجمه اردبیلی
و از دعای علی علیه السلام ستبار الها نگاه دار آب رخسار ما را بتوانگری و مده مطلوب با جاه که لزوم است بدرویشی پس طلب از رزق کنم از […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۸۵ – ترجمه اردبیلی
و فرمود مر پسر خود را حسن ای پسرک من واپس مگذار بعد از خود چیزی را از متاع دنیا پس بدرستی که تو واپس میگذاری ازبرای یکی از مرد […] -
0
شرح نهج البلاغه مکارم خطبه ۱۵۹ – حسن رفتار خود با مردم
وَ مِنْ خُطْبَه لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُیبیّن فیها حسن معاملته لرعیتهاز خطبه هاى امام(علیه السلام) است که در آن از حسن رفتار خود با مردمى که تحت حکومت او مى زیستند، […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۲۲۴ – در باب زیانهای زبان
[صفحه ۲۰۸]گفتار آن حضرت (ع) است: بضعه: پاره تنشبت: ارتباط یافته، آویخته است. تهدلت: درآویخت عارم: زشت، بدخو مماذق: کسی که تظاهر به دوستی کند ولی دوستیش خالص نباشد و […]