آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – خطبه ۸۷
[صفحه ۵۳۵](الفصل السابع- فی الامامه العامه) اقول: رواه الکلینی فی (روضته) مسندا عن الصادق (ع) قال: خطب امیرالمومنین (ع) بالمدینه، فحمد الله و اثنی علیه، و صلی علی النبی (ص) […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۱۶۶
[صفحه ۳۲۷]لا احد یخلو من الهم.. اللهم الا من عاش غیر مسوول عن شیء اطلاقا، و این هو؟ و لکن بغض الهموم تاتی من نفس المرء و صنع یده، کما […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – نامه ۱۵
امام علی (ع) – نهج البلاغه – نامه ۱۵ و من دعاء له ع کان ع یقول إذا لقی العدو محاربا اَللَّهُمَّ إِلَیْکَ أَفْضَتِ اَلْقُلُوبُ وَ مُدَّتِ اَلْأَعْنَاقُ وَ شَخَصَتِ […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۳۲۳
[صفحه ۵۷۹]و قال علیهالسلام: قال تعالی: (و الذین یوتون ما آتوا و قلوبهم وجله انهم الی ربهم (الفصل الستون- فی موضوعات مختلفه) راجعون اولئک یسارعون فی الخیرات و هم لها […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۲۱۵
اثر سکوت حکیمانهبکثره الصمت تکون الهیبه(ابهت آدمی در پرتو کثرت سکوت حکیمانه او حاصل میآید)فردوسی:ز دانش چو جان ترا مایه نیستبه از خامشی هیچ پیرایه نیستمگوی آن سخن کاندر و […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۱۵۲ – ستایش خدا
[صفحه ۴۱۹]از خطبه های آن حضرت علیه السلام است: مشاعر: حواس، زیرا حواس محل شعور و وسیله ادار کند. (ستایش ویژه خداوندی است که آفریدگانش را دلیل هستی خویش گردانیده، […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۴۲۹ – ترجمه اردبیلی
و فرمود چشمبند مقعد است از خروج؟؟؟و این از استعارتهای غریب و عجیب است گویا آن حضرت تشبیه فرموده سوراخ مقعد را بظرف و چشم را ببند پس هر گاه […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۰۹
[صفحه ۲۲۳]فرق بعید بین النفاق و حسن المعاشره، فالنفاق ان تضمر البغض و تظهر الحب، اما حسن المعاشره فهی ان تحسن و لا تسیء، و تحب و لا تکره، و […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۱۸۱
[صفحه ۵۷۸](شگفتا! آیا خلافت به صحابی بودن و خویشاوندی (با پیامبر (ص)) بستگی دارد). سیدرضی میگوید: از آن حضرت شعری در این باره نقل کردهاند: اگر تو به سبب شورا […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۱۶۳ – اندرز او به عثمان
[صفحه ۵۵۱]از سخنان آن حضرت علیه السلام است: استسفرونی: مرا سفیر یعنی فرستاده خود قرار دادند. و شیجه: ریشههای درخت، سیقه: با یای مشدد چهارپایانی که دشمن به یغما برده […]