Blog Archives
-
0
الْمُوالِی عَلی طاعَۀِ اللَهِ در فضائل امام علی
بر طاعت و فرمان بری از خداوند پی گیر و سخت کوش است.همچنین مراجعه شود به: الْعامِلُ بِما یرْضَی اللَّهُ [۵۱۶]برگرفته از کتاب الامامه عند الشیعه الامامیه باخرین احتجاج و […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۲۹۸
[صفحه ۶۷۲](اجل برای نگهداری انسان بس است). کلمه حارس را به این جهت که انسان تا وقتی اجلش نرسیده و چون نگهبانی او را نگاه میدارد، استعاره آورده است.برگرفته از […] -
0
الْمَغْفُورُ در سخنان پیامبر
با تایید رسول خداصلی الله علیه وآله بخشیده شده خدایی است. حضرت در بیانی به وی فرمود:«اَلا اُعَلِّمُکَ کَلِماتٍ إِذا قُلْتَهُنَّ: غَفَرَ اللَّهُ لَکَ وَإِنْ کُنْتَ مَغْفُوراً لَکَ، قالَ: قُلْ […] -
0
اصحاب امام علی – دلاوری ابو ایوب در نهروان
ابن ابی الحدید از ابوالعباس مبرد نقل می کند: امیر مومنان علی علیه السلام هنگامی که با اعزام «قیس بن سعد» حجت را بر خوارج تمام کرد، دریافت آنها حاضر […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۱۶۷
[صفحه ۵۷۱](ابزار و وسیلهی کار ریاست، سعهی صدر و پرحوصلگی است). سعهی صدر فضیلتی زیر پوشش صفت شجاعت است و آن عبارت از این است که انسان نیروی تحمل را […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۱۳۴
[صفحه ۵۳۹]عیله: تنگدستی، بیچارگی، (کسی که رعایت اقتصاد و میانهروی کند تهیدست نمیشود). اقتصاد یعنی خرج و صرف مال به اندازهی نیاز متعارف، که این خود باعث بینیازی است زیرا […] -
0
اصحاب امام علی – زید بن وهب جهنی
کنیه اش ابوسلیمان است که در عصر جاهلیّت به دنیا آمد و در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله، اسلام آورد. و به مدینه هجرت کرد، اما موفق به […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۲۳۹
[صفحه ۶۱۸](شخص بزرگوار از خویشاوند مهربانتر است). اعطف، یعنی: مهربانتر. از این عبارت یکی از دو معنی به دست میآید: ۱ – شخص جوانمرد – به دلیل جوانمردیاش – نسبت […] -
0
بخشندگی و بزرگواری در سخنان امام علی
انسان از دو گوهر خاک و روح خدا آفریده و آمیخته است. اگر در حالت خاکی و لجنی گرفتار باشد، چیزی از دارایی ها و خواسته ها را از خود […] -
0
اصحاب امام علی – نامه امام و ترجمه آن به عثمان بن حنیف چنین است
امّا بَعْدُ، یَابْنَ حُنَیفٍ فَقَدْ بَلَغنی انَّ رَجُلاً مِنْ فِتْیَهِ اهْلِ الْبَصرَهِ دَعاکَ اِلی مَادَبَهٍ فَاسْرَعْتَ إلیْها تُسْتَطابُ لَکَ الالوان و…؛اما بعد، ای پسر حنیف! به من گزارش داده شد […]