آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۴۴۹
[صفحه ۷۸۸]نهم: علاقهی زیاد به خوردن، (دو گرسنهاند که هرگز سیر نمیشوند، خواهان دانش و خواستار دنیا). این کلمه (نهم) استعاره برای شدت علاقه و حرص دانشجو بر دانش و […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۱۹۶
[صفحه ۳۴۲]و عاء العلم: العقل. و هو یقوی و تتسع آفاقه بالعلم، و کلما اکتشف سرا بدت له من خلاله اسرار، و هذه بدورها تتکشف عن حقائق و اسرار.. و […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۶۱ – ترجمه اردبیلی
از خواری دنیا بر خدا آنست که نافرمانی او کرده نمیشود مگر در دنیا و رسیده نمیشود به بنده آنچه نزد اوست مگر بترک دنیابرگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۲۳۳
[صفحه ۶۱۵](روز پیروزی ستمدیده بر ستمکار سخت تر از روز پیروزی ستمکار بر ستمدیده است). مقصود امام (ع) از روز ستمدیده، روز رستاخیز است و از آن رو روز رستاخیز […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – نامه ۳۲ – به معاویه
[صفحه ۱۰۶]از نامه های امام (ع) به معاویه سهیل: چیزی که آمادهی از هم پاشیدن و گسستن است، از آن قبیل است، ریگ شناور یعنی تودهی شنی که هجوم میآورد […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – نامه ۱۶
امام علی (ع) – نهج البلاغه – نامه ۱۶ و کان یقول ع لأصحابه عند الحرب لاَ تَشْتَدَّنَّ عَلَیْکُمْ فَرَّهٌ بَعْدَهَا کَرَّهٌ وَ لاَ جَوْلَهٌ بَعْدَهَا حَمْلَهٌ وَ أَعْطُوا اَلسُّیُوفَ […] -
0
خطبه ۹۰ نهج البلاغه – معروف به خطبه اشباح
و من خطبۀ له عتَعْرِف بِخطبۀ الا شباح وَ هِی مِن جَلائِل خُطْبَه وَ کانَسائِل سَاءَلَهُ اءَنْ یَصِفْ الله لَهُ حَتی کَانَّه یَراه عَیانا فَغَضَبُ لذلِک . ذَلِکَ اءَنَّ رَجُلًااءَتاهُ […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۱۸۲
[صفحه ۵۲۶](الفصل السابع و الثلاثون- فی ذم الدنیا و فنائها) اقول: تری ان الثانی تکرار مع اختلاف یسیر، و لم یتفطن له المصنف حتی ینبه علیه کما هو دابه فی […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۳۳۰
[صفحه ۵۸۰]و قال علیهالسلام: اقول: هو من حدیث الاربعمائه، و الوتر بالتحریک واحد اوتار القوس. فی (الکافی) عن الصادق علیهالسلام: ان العالم اذا لم یعمل بعلمه زلت موعظته عن القلوب […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۶۸ – سرزنش یاران
[صفحه ۴۰۵]از سخنان آن حضرت (ع) است حوص: خیاطی کردن. تهتک: پاره شود. اطل: ظاهر شود، آشکار گردد. بکار: جمع بکر، شتر جوانی که تازه برپشتش بار نهادهاند. عمده: شتری […]