آرشیو نهج البلاغه
-
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۲۹۴
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۲۹۴ وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ مَسَافَهِ مَا بَیْنَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ فَقَالَ ع مَسِیرَهُ یَوْمٍ لِلشَّمْسِ حکمت ۲۹۴ فاصله میان شرق و […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – نامه ۳۸ – به مردم مصر
[صفحه ۱۳۳]از نامه های امام (ع) به مردم مصر هنگامی که مالکاشتر (خدایش بیامرزد) را به فرمانروایی آنها تعیین کرد. سرادق: خانهی پنبهای، خیمه، چادر. نکول: بازگشت. ظبه: تیزی شمشیر. […] -
0
خطبه ۱۰۸ نهج البلاغه – درباره قدرت خداوند و حوادث مرگ و قیامت
و من خطبۀ له عصفحه ۱۲۲ از ۲۶۳کُلُّ شَیْءٍ خَ اشِعٌ لَهُ وَ کُلُّ شَیْءٍ قَائِمٌ بِهِ ، غِنَی کُلِّ فَقِیرٍ ، وَ عِزُّ کُلِّ ذَلِیلٍ ، وَ قُوَّهُ کُلِّ […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۱۹۲ – پیمودن راه راست
[صفحه ۸۵۵]از سخنان آن حضرت علیه السلام است: سکه: آهن سر گاوآهن که به وسیله آن زمین را شخم میزنند خوارها: صدای آن (آهن گاوآهن) در زمین الارض الخواره: زمین […] -
0
شرح نهج البلاغه مکارم – خطبه ۱۷ – داوران ناشایست
من کلام له(ع)فی صفه من یتصدی للحکم بین الدمه و لیس لذلک باهل و فیها: ابغض الخلائق الی الله صنفان: خطبه در یک نگاهاین خطبه همان گونه که در عنوان […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – خطبه ۱۳۱
[صفحه ۵۵۵](الفصل السابع- فی الامامه العامه) اقول: رواه ابن الجوزی فی (مناقبه) و سماه الخطبه المنبریه، نقله البحار و فی آخره: (و لا المعطل للسنن فیودی ذلک الی الفجور، و […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۲۳ – ترجمه اردبیلی
در دل نگرفت هیچکس چیزی را بجز آنکه ظاهر شد از آن در گفتارهای زبان او که بی اندیشه ازو صادر شد و در صفحههایرخسار اوبرگرفته از کتاب نهج البلاغه […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۹
[صفحه ۱۱۷]اللغه: الرعد و ابرق: هدد و توعد. و الفشل: الجبن و الضعف. الاعراب: تستعمل (مع) مفرده غیر مضافه، فتنون و تکون حالا نحو جئنا معا ای جمیعا، و تستعمل […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – نامه ۵۶
[صفحه ۵۶۰](الفصل الاربعون- فی الاسلام والکفر و الایمان و النفاق) قول المصنف و من وصیه له (ع) وصی بها هکذا فی المصریه، و الصواب: و من کلام له (ع) وصی […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۱۴۳
آیندهنگریلکل امریء عاقبه حلوه او مره(هر کسی، عاقبتی دارد شیرین یا تلخ)شیخبهایی:هان مشو مغرور بر افعال خودهان مشو مسرور بر احوال خودای بسا فعلی که وارون بسته شدشیشهای امن نفوس […]