آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – نامه ۳۸ – به مردم مصر
[صفحه ۱۳۳]از نامه های امام (ع) به مردم مصر هنگامی که مالکاشتر (خدایش بیامرزد) را به فرمانروایی آنها تعیین کرد. سرادق: خانهی پنبهای، خیمه، چادر. نکول: بازگشت. ظبه: تیزی شمشیر. […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – خطبه ۲۰۴ – آفریدگار بیهمتا
عظمت خداوندالحمدلله العلی عن شبه المخلوقین الغالب لمقال الواصفین الظاهر بعجائب تدبیره للناظرین و الباطن بجلال عزته عن فکر المتوهمین(سپاس خدائی را سزاست که ذات او برتر از آن است […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – خطبه ۱۵۸
[صفحه ۴۴۵](الفصل التاسع و العشرون- فی ما یتعلق بعثمان و عمر) اقول: الظاهر انها اشاره الی دفاعه (ع) عن الناس ایام عثمان، و اذلال بنی امیه للناس، ففی (الطبری) قال […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – خطبه ۱۰۱ – در زمینه سختیها
روز قیامتو ذلک یوم یجمع الله فیه الاولین و الاخرین لنقاش الحساب و جزاء الاعمال(رستاخیز، همان روزی است که خدا، همه انسانها از گذشتهگان و آیندگان را یکجا، جهت حسابرسی […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۲۴۱
برترین اعمالافضل الاعمال ما اکرهت نفسک علیه(برترین اعمال آن است که انجام آن را بخاطر خدا بر نفس خود تحمیل کنی)جامی:مرد کاسب کز مشقت میکند کف را درشتبهر ناهمواری نفس […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۴۰۷
خصلت دنیافی صفه الدنیا: تغر و تضر و تمر … و ان اهل الدنیا کرکب بیناهم حلوا اذا صاح بهم سائقهم فارتحلوا(از جمله خصلتهای دنیا آن است که: غرور میآورد، […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۷۸
معیار ارزش انسانقیمه کل امریء ما یحسنه(ارزش هر کسی، به قدر همان چیزی است که مورد عشق و علاقه او قرار داد)سنایی غزنوی:غمخوردن این جهان فانی هوسستاز هستی ما به […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – خطبه ۱۹۴ – پرداختن به آخرت
دنیا محلی گذراایها الناس انما الدنیا دار مجاز و الاخره دار قرار فخذوا من ممرکم لمقرکم(ای مردم! بدون تردید دنیا محل گذر است، و سرای آخرت، منزلگاه جاودانه میباشد پس […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۲۸۹
عبرتها و عبرتگیرندگانما اکثر العبر و اقل الاعتبار(چقدر فراوان موارد عبرتزا و چه اندکند عبرتگیرندگان!).نظامی:جهان وام خویش از تو یکسر بردبه جرعه فرستد به ساغر بردچو باران که یک یک […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۲۶۳
[صفحه ۳۸۱](احدهما عبد من مال الله) ای غیر مملوک لاحد من الناس، بل هو جزء من بیت مال المسلمین (و الاخر من عروض الناس) ای ملک لاحد الناس تماما کمتاعه […]