آرشیو نهج البلاغه
-
0
خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه – در عظمت خداوند، قرآن، پیامبر و در رابطه با دنیا
و من خطبۀ له عوَ انْقَادَتْ لَهُ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهُ بِاءَزِمَّتِها ، وَ قَذَفَتْ إِلَیْهِ السَّماواتُ وَ الْاءَرَضُونَ مَقالِیدَها ، وَ سَجَدَتْ لَهُ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ الْاءَشْجارُ النّاضِرَهُ ،وَ قَدَحَتْ […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۷۰ – ترجمه اردبیلی
و فرمود بدرستی که کارها چون پوشیده شود اعتبار کرده شود آخر آن باول آنصفحه ۲۴۲ از ۳۰۲برگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه اردبیلی -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۶۳
[صفحه ۳۲۴]اللغه: بادروا آجالکم: اجعلوها تسرع بالاعمال. و ابتاعوا: اشتروا. و جد بکم: اسرع بکم. و یحدوه: یسوقه. و حری و جدیر و خلیق و اولی بمعنی واحد. و العده- […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۱۰۰
[صفحه ۹۳]اللغه: لا یجرمنکم: لا یحملنکم او لا یبعثنکم. و شقاقی: مخالفتی. و قال الشیخ محمد عبده: ای لا تشاقونی فیکسبکم الشقاق حسرانا، و هو جید. لا تتراموا بالابصار: لا […] -
0
شرح نهج البلاغه مکارم خطبه ۲۳ – در باب بینوایان
و تشتمل على تهذیب الفقراء بالزهد و تأدیب الأَغنیاءِ بالشَّفَقه۱ ـ بخشى از این خطبه را، مرحوم کلینى، در کتاب کافى، جلد ۵، صفحه ۵۶، از امام حسن مجتبى(علیه السلام)نقل […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۲۲۹
[صفحه ۳۵۸]لکل شیء داعیه و سبب، و السبب الذی یدفع الانسان لعباده الله لابد ان یکون واحدا من ثلاثه: الاول الخوف من العقاب تماما کالعبد الاسیر، و مع هذا یقبل […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۲۹۳
[صفحه ۶۷۰](پیامرسان تو بیانگر عقل تو است، و نامهات رساترین چیزی است که از جانب تو سخن میگوید). لفظ (الترجمان للعقل) را برای رسول استعاره آورده است برای این که […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۱۷۸
ضرورت کوچ کردنالرحیل و شیک(کوچ کردن، در پیش روی است)عطار نیشابوری:وقت کو چیست الرحیل ای دل ازین جای خرابتا ز حضرت سوی جانت ارجعی آید خطاب [۳۸۹۲].برگرفته از کتاب شرح […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – نامه ۳۵
[صفحه ۵۴۲]اللغه: نحتسبه: نسال الله الاجر علی الرزیه فیه. و بدئا- بفتح الباء- اول الحال. و عود- بفتح العین- الرجوع الی الحال السابقه. الاعراب: ولدا حال ای مولودا، و یجوز […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – نامه ۳۹
[صفحه ۵۵۳]اللغه: یشین: یعیب. و یسفه: ینسبه الی السفه. و بخلطته: بلغوه. و الضرغام: الاسد. و المخالب: الاظفار. الاعراب: غیه فاعل ظاهر، وستره نائب فاعل لمهتوک، و اتباع مفعول مطلق […]