آرشیو نهج البلاغه
-
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۱۴۷ – ترجمه اردبیلی
و فرمود هر که آشکارا کرد رخسار خود را برای اظهار حق هلاک شدندبرگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه اردبیلی -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۱۷۱ – درباره خلافت خود
[صفحه ۶۰۳]از خطبه های آن حضرت علیه السلام است: ستایش ویژه خداوندی است که آسمانی آسمان دیگر، و زمینی زمین دیگر را از او نمیپوشاند. امیرمومنان (ع) خداوند را از […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۱۴۳
آیندهنگریلکل امریء عاقبه حلوه او مره(هر کسی، عاقبتی دارد شیرین یا تلخ)شیخبهایی:هان مشو مغرور بر افعال خودهان مشو مسرور بر احوال خودای بسا فعلی که وارون بسته شدشیشهای امن نفوس […] -
0
شرح نهج البلاغه مکارم خطبه ۱۰۰ – سخن درباره رسول خدا و اهل بیت
خطبه ۱۰۰(۱) و من خطبه له(علیه السلام)فى رسول الله و أهل بیته(علیهم السلام)این خطبه درباره رسول خدا (صلى الله علیه وآله) و اهل بیت گرامى او سخن مى گوید. ۱٫ […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۱۹۳
[صفحه ۵۳۸]اقول: هذا مربوط بما مر فی اول هذا الفصل من کلامه (ع) فی وصف بیعته، و الاصل فیه کما عرفت ما کتبه للناس لما سالوه عن الثلاثه، و فیه […] -
0
خطبه ۱۸۱ نهج البلاغه – در توحید الهى و یادى از یاران شهید خود در صفّین
و من خطبۀ له عو من خطبۀ له ع رُوِیَ عَنْ نَوْفٍ الْبَکالِیِّ قَالَ: خَطَبَنا بِهَذِهِ الْخُطْبَۀِ اءَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ ع بِالْکُوفَۀِ ، وَ هُوَ قائِمٌ عَلَی حِجارَهٍ نَ َ […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۴۳۳ – ترجمه اردبیلی
و پرسیدند از توحید و عدل پس فرمود که توحید آنست که تو ستم نکنی و در وهم نیاری و عدل آنست که متهم نسازی خدای رابفعل قبیحبرگرفته از کتاب […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۱۴۰
ارزش گفتار و سخنالمرء مخبوء تحت لسانه(آدمی، زیر زبان خود، پنهان است)سعدی:تا مرد سخن نگفته باشدعیب و هنرش نهفته باشدهر بیشه گمان مبر که خالی استشاید که پلنگ خفته باشدزبان […] -
0
خطبه ۲۲۶ نهج البلاغه – به وقت غسل و تجهیز رسول خداصلى الله علیه وآله
و من کلام له ع قالَهُ وَ هُوَ یَلِی غُسْلَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ تَجْهِیزَهُبِاءَبِی اءَنْتَ وَ اءُمِّی یا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِکَ ما لَمْ یَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَیْرِکَ مِنَ […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۴۴۳
[صفحه ۷۷۴](دوری کردن تو از کسی که علاقهمند به توست، باعث کمبهرگی توست، و علاقهمندی تو به کسی که به تو بیاعتناست باعث ذل توست). اما مطلب اول، از آن […]