آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۳۶۴
[صفحه ۴۳۳]المراد بالدنیا الحیاه الدنیا، و هی لا تستقیم و تنتظم الا بعنصرین: ۱- العلم الذی یهدی الی العمل بالحق و الخیر و العدل، و یقی الحیاه من الشرور و […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۱۲۱
[صفحه ۲۲۱]اللغه: التنفیس: التفریج. و نعق: صوت. و المضض: الالم. و لم الشعث: جمع الشمل. و نتدانی: نتقارب. الاعراب: حیله مفعول من اجله لرفعهم، و ما بعدها عطف علیها، و […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۴۲۲
عاقبت ثروت نامشروعان اخسر الناس صفقه و اخیبهم سعیا رجل اخلق بدنه فی طلب ماله(زیانکارترین مردم، در تجارت، و نومیدترین آنان در دستیابی به ثمرهی مطلوب، آن کسی است که […] -
0
خطبه ۳۶ نهج البلاغه – در ترساندن اهل نهروان
و من خطبۀ له ع فِی تِخْویف اءَهل النَهروانفَاءَنَا نَذِیرٌ لَکُمْ اءَنْ تُصْ بِحُوا صَ رْعَی بِاءَثْناءِ هَذَا النَّهَرِ ، وَ بِاءَهْضامِ هذَا الْغَائِطِ ، عَلَی غَیْرِ بَیِّنَۀٍ مِنْ رَبِّکُمْ […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۱۲۳
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۱۲۳ وَ قَالَ ع طُوبَى لِمَنْ ذَلَّ فِی نَفْسِهِ وَ طَابَ کَسْبُهُ وَ صَلَحَتْ سَرِیرَتُهُ وَ حَسُنَتْ خَلِیقَتُهُ وَ أَنْفَقَ اَلْفَضْلَ مِنْ […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۱۱۶
[صفحه ۵۱۶]از امام (ع) راجع به قریش پرسیدند، فرمودند: (اما قبیله بنیمخزوم گل خوشبوی قریشند، سخنان مردانشان و ازدواج با زنانشان دوستداشتنی است، و اما بنی عبدشمس دوراندیشترین و پیشگیرترین […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – خطبه ۲۱
[صفحه ۲۱۶](الفصل الثامن و الثلاثون- فی القیامه و النار و الجنه) اقول: قد تبین لک من جمعنا بین الخطبتین ان الاصل فی الاولی ذیل الاخیره مع یسیراختلاف و لم یتفطن […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۳۹ – نکوهش یاران
[صفحه ۲۱۳]از خطبه های آن حضرت (ع) است منیت: گرفتار شدم. تحمشکم: خشمگین میکند شما را. مستصرخ: فریاد کنندهای که مردم را به یاوی میخواند. غوث: فریادی که با آن […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۳۷۰
[صفحه ۷۳۰](بخل جامع همهی بدیها و زشتیهاست و آن افساری است که بدان وسیله به سمت هر بدی کشانده میشوند. بخل صفت ناپسند کوتاهی از فضیلت بخشندگی است و لازمهی […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۶۷
[صفحه ۴۶۴](شخص نادان جز در یکی از دو حالت تندروی و یا کندروی مشاهده نمیشود). جهل یا جهل بسیط است که همان طرف کندروی از فضیلت و به کودنی موسوم […]