آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۳۷
[صفحه ۴۴۳]امام (ع) به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: (پسرک من، از من، چهار نصیحت را به یاد داشته باش، و همچنین چهار چیز را که با وجود آنها هر […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – نامه ۳۶ – به عقیل
[صفحه ۱۲۳]از نامه های امام (ع) به عقیل بن ابیطالب درباره لشکری که به سوی گروهی از دشمنان فرستاده بود و این نامه در پاسخ نامه عقیل به امام (ع) […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۶۰
شفاعتالشفیع جناح الطالب(شفیع «کسی که به حمایت و یاری دیگری برمیخیزد» بال و پر طلبکننده است)ناصرخسرو:آن روز در آن هول و فزع بر سر آن جمعپیش شهداء دست من و […] -
0
شرح نهج البلاغه مکارم خطبه ۹۷ – مقایسه یاران حضرت با یاران پیامبر اکرم
خطبه ۹۷(۱) و من خطبه له(علیه السلام) فى اصحابه، و اصحاب رسول اللّه(صلى الله علیه وآله)این خطبه، پیرامون مقایسه یاران حضرت با یاران پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) سخن مى […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۴۰۵
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۴۰۵ وَ قَالَ ع لِعَمَّارِ بْنِ یَاسِرٍ وَ قَدْ سَمِعَهُ یُرَاجِعُ اَلْمُغِیرَهَ بْنَ شُعْبَهَ کَلاَماً دَعْهُ یَا عَمَّارُ فَإِنَّهُ لَمْ یَأْخُذْ مِنَ […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۲۱۷
[صفحه ۳۷۰](الفصل الرابع و الاربعون- فی ذمائم الصفات) اقول: قال الشاعر: رایت مخیله فطمعت فیها و فی الطمع المذله للرقاب و قال آخر: طمعت بلیلی ان تریع و انما تقطع […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۶۲
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۶۲ وَ قَالَ ع مَنْ ضَنَّ بِعِرْضِهِ فَلْیَدَعِ اَلْمِرَاءَ حکمت ۳۶۲ ضرورت پرهیز از جدال و درگیرى (اجتماعى، اخلاقى) و درود خدا […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۱۰۶
[صفحه ۵۰۳]نمرقه: بالش کوچک، (ما تکیهگاهی هستیم در میانه، آن که عقب ماند خود را به آن برساند و آن که پیشی گرفته به سوی آن بازگشت نماید). امام (ع) […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۱۸۷
[صفحه ۳۳۷]کل العقلاء یبذلون المال من اجل العلم، و اذن فمن خسر جزئا من ماله، و اخذ من هذه الخساره درسا نافعا، و استفاد تجربه و بصیره- فقد ربحت تجارته، […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – کلمه غریب ۲
[صفحه ۶۳۱](این سخنگوی زبان آور و ماهر). مقصود از شحشح زبانآور و ماهر در خطبهخوانی و توانا در ادای سخن، و هر تندگو و تندروز را شحشح گویند. اما شحشح […]