آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۴۰۵
[صفحه ۴۶۲](الفصل السابع و الاربعون- فی التعازی و التهانی) الاصل فی سلا(سلا سلوا) مثل قعد قعودا، و اما(سلی سلیا) فلغه. قال ابوزید: السلو: طیب نفس الالف عن الفه، کما ان […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۱۹۱
[صفحه ۵۸۵]امام (ع) فرمود: (در حالی که جنایتکاری را آوردند و اوباش هم دور او را گرفته بودند) (خوش مباد چهرههایی که جز هنگام وقوع تبهکاریها دیده نمیشوند). یعنی هیچگاه […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۲۷
[صفحه ۱۸۶]اللغه: الجنه- بضم الجیم- ما وقی او ستر. و دیث- بتشدید الیاء المکسوره- ذلل ای صار سهلا ذلولا، و منه قوله تعالی: (و ذللت قطوفها تذلیلا). و الصغار: الضیم. […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۴۶۱
[صفحه ۴۸۱]کل من الباهت و المفتری کذاب یرمی بالباطل، و لکن الباهت صلف وقح، لانه یرمی بالحضور، و المفتری اعم یرمی بالحضور و الغیاب. و تقدم مثله مع الشرح فی […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۳۵
[صفحه ۲۳۸]الامل هو الطاقه المحرکه لحیاه الانسان، و القوه الدافعه له علی العمل. فالتاجر یفتح حانونه املا بالریح، و الفلاح یزرع املا بالحصاد، و الطالب یجد و یجتهد املا بالنجاح.. […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۳۷۵
[صفحه ۷۳۴](بترس از این که خداوند تو را در حال معصیت خود ببیند، و در محل طاعت تو را مشاهده نکند، در آن صورت از زیانکاران خواهی بود. و هرگاه […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۴۶۱
[صفحه ۷۸۵](دو دسته دربارهی من هلاک میشوند: دوستی که تندروی میکند، و بهتانزنندهای که دروغ میبندد). سیدرضی میگوید: این سخن مانند عبارت سابق آن بزرگوار: (هلک فی رجلان محب غال […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۳۸
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۳۸ و من کلام له ع و فیها عله تسمیه الشبهه شبهه ثم بیان حال الناس فیها وَ إِنَّمَا سُمِّیَتِ اَلشُّبْهَهُ شُبْهَهً […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – خطبه ۱۱۴ – در طلب باران
امیدواری به خدااللهم … فکنت الرجاء للمبتئس(خدایا، … فقط تو، مایهی امید هر بیچارهای)مولوی:نومید نمیشوم به هر غمنومید شونده را رجادهدرها همه بستهاند الا در توتا ره، نبرد غریب الا […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۴ – اندرز به مردم
[صفحه ۵۳۶]از خطبه های آن حضرت تسنمتم: بر کوهان شتر سوار شوید السرار: یکی، دو شب آخر ماه که ماه پنهان است وقر: سنگینی در گوش فقهت الامر: آن را […]