آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۸۳ – درباره عمرو بن عاص
[صفحه ۵۷۰]از سخنان امام (ع) است که در نکوهش عمروعاص فرموده است: دعابه: مزاح، شوخی. تلعابه: کسی که زیاد بذله گو است، بیان کننده مبالغه است. معافسه: خوش طبعی، بذله […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۱۹۲ – پیمودن راه راست
[صفحه ۸۵۵]از سخنان آن حضرت علیه السلام است: سکه: آهن سر گاوآهن که به وسیله آن زمین را شخم میزنند خوارها: صدای آن (آهن گاوآهن) در زمین الارض الخواره: زمین […] -
0
شرح نهج البلاغه مکارم نامه ۶۹ – به حارث همدانى
از نامه هاى امام(علیه السلام)که به حارث همدانى است.(۱)۱٫ سند نامه: مرحوم خطیب نویسنده کتاب مصادر از دو قرینه استنباط مى کند که این نامه در کتاب هاى دیگرى جز […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۶۷
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۶۷ وَ قَالَ ع یَا أَیُّهَا اَلنَّاسُ مَتَاعُ اَلدُّنْیَا حُطَامٌ مُوبِئٌ فَتَجَنَّبُوا مَرْعَاهُ قُلْعَتُهَا أَحْظَى مِنْ طُمَأْنِینَتِهَا وَ بُلْغَتُهَا أَزْکَى مِنْ ثَرْوَتِهَا […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – خطبه ۶
[صفحه ۲۳]قول المصنف: (لما اشیر علیه (ع) بالا یتبع طلحه و الزبیر و لا یرصد لهما القتال) اختلف فی المشیر علیه بذلک، فروت العامه کونه ابنه الحسن (ع)، و روت […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۱۱۷
[صفحه ۲۰۶]اللغه: الجنن- بضم الجیم- جمع جنه، و هی الوقایه. و الباس: الشجاعه، و القوه، و الشده، و هی المراد هنا. و بطانه الرجل: خاصته و موضع سره. المعنی: خاطب […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – نامه ۷۸
[صفحه ۲۰۴]اللغه: معجبا: یدعو للتعجب. و قرحا: جرحا. و علقا: دما غلیظا و فاسدا. و الماب: المرجع. و وایت: و عدت و تعهدت. و اعبد: آنف. الاعراب: احرص خبر لیس، […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۱۹۶ – ترجمه اردبیلی
بترسید از خدا همچو ترسیدن کسی که چست شد در طاعت در حالتی که مجرد و سرعت نمود در طاعت در زمان مهلت دنیا وپیشی گرفت از ترس و نظر […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – خطبه ۱۸۵ – در وصف منافقان
ضرورت هوشیاری در راه حقاوصیکم، عباد الله، و احذرکم اهل النفاق، فانهم الضالون المضلون(بندگان خدا! شما را به تقوی پیشگی دعوت میکنم و نسبت به مردم نفاق پیشه، به شما […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۶۳ – ترجمه اردبیلی
و فرمود نیست خیری که مستحق؟؟؟ نامیدن شر باشد آن شر که بعد از انرا و بهشت باشد و هر نعمتی نسبت ببهشت حقیر است وبیمقدار و هر بلائی که […]