آرشیو نهج البلاغه
-
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۲۳ – ترجمه اردبیلی
در دل نگرفت هیچکس چیزی را بجز آنکه ظاهر شد از آن در گفتارهای زبان او که بی اندیشه ازو صادر شد و در صفحههایرخسار اوبرگرفته از کتاب نهج البلاغه […] -
0
خطبه ۱۲۴ نهج البلاغه – در ترغیب یارانش به جهاد
و من کلام له ع فِی حَثِّ اءَصْحابِهِ عَلَی الْقِتالِفَقَدِّمُوا الدَّارِعَ ، وَ اءَخِّرُوا الْحاسِرَ ، وَ عَضُّوا عَلَی الْاءَضْراسِ فَإِنَّهُ اءَنْبی لِلسُّیُوفِ عَنِ الْهامِ ، وَالْتَوُوا فِی اءَطْرافِ الرِّماحِ […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۲۲۰ – ترجمه اردبیلی
در وصف بیعت مردمان باو بخلافت و بتحقیق که گذشت مانند این بلفظهای مختلفو گسترانیدید دست مرا پس باز داشتم آنرا و کشیدید آنرا پس فرا گرفتم آنرا پس کوفتید […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۱۸۲
[صفحه ۵۸۰]انتضال: تیر انداختن، (انسان در دنیا هدف تیرهای مرگ است، غارت شدهای که درد و بلاها به جانب او شتابانند با هر آشامیدنش گلوگیر کردنی و با هر لقمهای […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۴۱۵
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۴۱۵ وَ قَالَ ع فِی صِفَهِ اَلدُّنْیَا تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لَمْ یَرْضَهَا ثَوَاباً لِأَوْلِیَائِهِ وَ لاَ عِقَاباً […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۹۸
[صفحه ۱۷۹]اقول: رواه (روضه الکافی عن عدته)، عن سهل، عن موسی بن عمر الصیقل عن ابیشعیب المحاملی، عن عبدالله بن سلیمان، عن ابیعبدالله(ع) قال: قال امیرالمومنین (ع): (لیاتین علی الناس […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۲۷۱
[صفحه ۲۱۲]ای اترکوها فی (المقنع) لا یجوز ان یتطوع الرجل و علیه شیء من الفرائض کذلک وجدته فی کل الاحادیث. و روی الشیخ عن زراره سالت اباجعفر (ع) رکعتی الفجر […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – نامه ۲۲
[صفحه ۴۳۷]اللغه: الدرک- بفتح الراء- اللحاق. و لا تاس: لاتحزن. الاعراب: اما- بفتح الهمزه و تشدید المیم- قیل: هی حرف شرط بمعنی مهما یکن من شیء، و فی منظومه ابن […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۴۴۸
[صفحه ۷۷۷]لماظه، به ضم لام: باقی مانده عذا در دهان، (آیا از آزادگی نیست که این تهماندهی غذای دهان را به اهلش واگذارید؟ برای جانهای شما بهایی جز بهشت نمیباشد […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۹۸
[صفحه ۴۹۳]ماحل: کسی که نزد پادشاه سخنچینی میکند، اصل محل به معنای فریب و مکر است، به جای کلمهی الفاجر، الماجن نیز آمده است: به معنی گویندهای که هر چیز […]