آرشیو نهج البلاغه
-
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۲۶۲ – ترجمه اردبیلی
سوگند بحق کسی که شبانگاه کردم از توفیق تو در بقایای شب سیاه که ظاهر میشود آن سیاهی از روشنی که نبود چنین چنینبرگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه اردبیلی -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۵۶ – ترجمه اردبیلی
و فرمود بسا روی آورنده در روزی که نیست پشت کننده مانند مرگ و بسا خوشحال در اول که برخاستند گریه کنندگان در آخربرگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه اردبیلی -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۳۲۲
[صفحه ۳۰۷]عن النبی (ص) یقول تعالی: یا ابنآدم (ع) ان نازعک بصرک الی بعض ما حرمت علیک فقد اعنتک علیه بطبقین فاطبق و لاتنظر و ان نازعک لسانک الی بعض […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۲۲۸
[صفحه ۶۱۲](به خدا قسم، این دنیای شما در نظر من پست تر از استخوان بیگوشت خوکی است که در دست مبتلای به خوره باشد). عراق جمع عرق، از نوع جمعهای […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – نامه ۴۷ – وصیت به حسن و حسین
پرهیز از تاسف خوردنو لا تاسفا علی شیء منها زوی عنکما(شما (ای حسن و حسین) نسبت به آنچه از امور دنیوی از دست رفت تاسف مخورید)شهریار:جوانی حسرتا با من وداع […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۱۴
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۱۴ وَ قَالَ ع رُدُّوا اَلْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ فَإِنَّ اَلشَّرَّ لاَ یَدْفَعُهُ إِلاَّ اَلشَّرُّ حکمت ۳۱۴ روش برخورد با متجاوز (سیاسى، […] -
0
خطبه ۱۳۱ نهج البلاغه – در فلسفه قبول حکومت و توصیف امام حق
و من کلام له عاءَیَّتُهَا النُّفُوسُ الْمُخْتَلِفَۀُ ، وَالْقُلُوبُ الْمُتَشَ تِّتَۀُ ، الشَّاهِدَهُ اءَبْدانُهُمْ ، وَالْغَائِبَۀُ عَنْهُمْ عُقُولُهُمْ ، اءَظْاءَرُکُمْ عَلَی الْحَقِّ وَ اءَنْتُمْ تَنْفِرُونَ عَنْهُ نُفُورَالْمِعْزَی مِنْ وَعْوَعَۀِ الْاءَسَدِ […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – نامه ۴۵ – ترجمه اردبیلی
از بنده خدا علی امیر مؤمنان علیه السلام بسوی عثمان پسر حنیف عامل بصرهدر حالتی که رسیده بود باو که او خوانده شده بود بطعام عروسی گروهی از اهل آن […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۳۸۰
[صفحه ۴۴۵]هذا هو المقیاس الوحید للخیر و الشر عند الامام، فکل ما یودی ای جنه الله و رضوانه فهو خیر. و کل ما یودی الی غضبه و عذابه فهو شر، […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – کلمه غریب ۴
[صفحه ۶۳۲](هرگاه زنان به حد کمال رسیدند، خویشاوندان پدر سزاوارترند). نص، منتهی درجهی چیزها و پایان آنهاست مثل انتهای راه رفتن، چون نهایت رفتاری است که چهارپا توانایی انجام آن […]