آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۶۸ – سرزنش یاران
[صفحه ۴۰۵]از سخنان آن حضرت (ع) است حوص: خیاطی کردن. تهتک: پاره شود. اطل: ظاهر شود، آشکار گردد. بکار: جمع بکر، شتر جوانی که تازه برپشتش بار نهادهاند. عمده: شتری […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۱۹۲ – پیمودن راه راست
[صفحه ۸۵۵]از سخنان آن حضرت علیه السلام است: سکه: آهن سر گاوآهن که به وسیله آن زمین را شخم میزنند خوارها: صدای آن (آهن گاوآهن) در زمین الارض الخواره: زمین […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – خطبه ۶۳ – تشویق به عمل صالح
ضرورت کوچ کردن از دنیاو ترحلوا فقد جدبکم و استعدوا للموت فقد اظلکم(برای کوچ کردن از دنیا آماده شوید، که به سختی برای کوچ کردن شما تلاش میگردد، مهیای مرگ […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۳۵۵
[صفحه ۳۱۹] اما اصل (الخرق) ففی (الکافی) عن النبی (ص): لو کان الخرق خلقا یری ما کان شیء من خلق الله تعالی اقبح منه. و عن ابیجعفر (ع): من قسم […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۱۶
[صفحه ۱۳۱]اللغه: الذمه: العهد و الامان. و رهینه: ماخوذ به. و زعیم: کفیل. و صرحت: کشفت. و العبر: جمع عبره- بکسر العین- العظه یتعظ بها. و المثلات: العقوبات. البلبله: الاختلاط، […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۱۹۷
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۱۹۷ و من خطبه له ع بعثه النبی بَعَثَهُ حِینَ لاَ عَلَمٌ قَائِمٌ وَ لاَ مَنَارٌ سَاطِعٌ وَ لاَ مَنْهَجٌ وَاضِحٌ العظه […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۹۸
[صفحه ۸۴]اللغه: السفر- بفتح السین و سکون الفاء- جمع سافر ای مسافر، کصحب جمع صاحب. و اموا: قصدوا. و المجری: من اجری ای جعله یجری. و الحثیث: السریع، یقال: ولی […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۳۴ – ترجمه اردبیلی
و فرمود در وقتی که رسید باو نزد رفتن او بشام دهقاقین شهر انبار پس پیاده شدند برای تعظیم آن حضرت و دویدند بنده وار نزدرکاب او چیست این کار […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۲۳۹
[صفحه ۶۱۸](شخص بزرگوار از خویشاوند مهربانتر است). اعطف، یعنی: مهربانتر. از این عبارت یکی از دو معنی به دست میآید: ۱ – شخص جوانمرد – به دلیل جوانمردیاش – نسبت […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۴۳۷ – ترجمه اردبیلی
و فرمود مر زیاد بن ابیه را در وقتی که او را خلیفه گردانیده بود برای عبد اللَّه بن عباس بر فارس و بر عملهای آن در سخن دراز کهبود […]