آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – خطبه ۲۴
[صفحه ۲۷۷]اقول: یمکن ان یکون قاله (ع)، لما اراد المسیر الی معاویه ابتداء او ثانیا، و یمکن الاستیناس للاول بما فی (صفین نصر): ان علیا (ع) لما اراد المسیر الی […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۱۱۳ – ترجمه اردبیلی
و از خطبه علی علیه السلام استسپاس مر خدای را که پیوند دهنده است حمد را بنعمتهای خود و نعمتها را بشکر حمد میکنیم بر نعمتهای او همچنان که حمدمیکنیم […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۱۳ – ترجمه اردبیلی
ذلیل و رامند کارها برای مقدارها چه امور تابع قضا و قدرند تا آنکه میباشد مرگ در آنچه گمان میبرد آدمی تدبیر صلاح بیمار ازدوابرگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۹۸
[صفحه ۱۷۹]اقول: رواه (روضه الکافی عن عدته)، عن سهل، عن موسی بن عمر الصیقل عن ابیشعیب المحاملی، عن عبدالله بن سلیمان، عن ابیعبدالله(ع) قال: قال امیرالمومنین (ع): (لیاتین علی الناس […] -
0
شرح نهج البلاغه مکارم – خطبه ۱۷ – داوران ناشایست
من کلام له(ع)فی صفه من یتصدی للحکم بین الدمه و لیس لذلک باهل و فیها: ابغض الخلائق الی الله صنفان: خطبه در یک نگاهاین خطبه همان گونه که در عنوان […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۳۱۲
[صفحه ۳۵۶]قول المصنف: (و قال (ع) لسائل ساله عن معضله) ای: مساله شدیده (الفصل الثالث عشر- فی اجوبته(ع) التمثیلیه … ) مشکله، و السائل کان ابن الکواء الخارجی. روی المصنف […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – نامه ۶۸ – به سلمان فارسی
ماهیت دنیافانما مثل الدنیا مثل الحیه: لین مسها قاتل سمها(دنیا، همانند مار است ظاهر لطیف خوش خط و خال و سمی کشنده، در نهان دارد)ناصرخسرو:پیدات، دیگرست و نهان، دیگرباطن چو […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۷۸
[صفحه ۲۶۳]یشیر الامام بهذا الی معیار التقویم للاشخاص و الافراد فی المجتمع، و ان الفرد لا ینبغی ان یقدر و یعتبر لنسبه و لقبه، و لا لماله و منصبه، و […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۹۳
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۹۳ وَ قَالَ ع لاَ یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ اَلْفِتْنَهِ لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلاَّ وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَهٍ […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۱۵۷
[صفحه ۵۶۶](هر کس درباره حق خود کوتاهی کند قابل سرزنش نیست، آن کسی سزاوار سرزنش است که حق دیگران را غصب کند). گاهی گرفتن حق برای صاحب حق، واجب است […]