آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۳۲۵
[صفحه ۳۹۴](الفصل الاربعون- فی الاسلام والکفر و الایمان و النفاق) اقول الاصل فیه روایه مجاهد عن ابنعباس- علی ما فی تذکره سبط ابنالجوزی- قال وصف امیرالمومنین (ع) المومن فقال: حزنه […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۸ – درباره زبیر و بیعت او
[صفحه ۵۶۳]از سخنان آن حضرت است مقصود امام (ع) از این کلام، زبیر است که در وقت مقتضی بیان فرموده ولیجه: نیتی است که در کار دخالت دارد گمان زبیر […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – کلمه غریب ۱
[صفحه ۶۳۰](چون آن هنگام برسد، سرور دین، پا بر زمین بزند و حملهور شود، در پیرامون او، چون پارههای ابر، جمع شوند). سیدرضی میگوید: (یعسوب، یعنی: سرور بزرگ، صاحب اختیار […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۱۶۰
[صفحه ۳۲۶]طریق الحق واضح کوضح النهار، و لا عذر لمن اعرض و نای. و مثله فی الخطبه ۱۵۵: ان الله قد اوضح لکم سبیل الحق، و انار طریقه، فشقوه لازمه، […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – نامه ۳۶
[صفحه ۴۵۲]((مجلد ۱۰، صفحه ۶۰۵،الفصل الرابع و الثلاثون- فی ما یتعلق بالغارات)) قول المصنف: (و من کتاب له (ع) … ) هکذا فی (المصریه) و الصواب: ((مجلد ۱۰، صفحه ۶۰۶، […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۳۴۱
راه رهائی از عیبجوئیمن نظر فی عیب نفسه اشتغل عن عیب غیره(کسی که به عیب نفس خویش، توجه کند از عیب دیگران، چشم میپوشد)نظامی:به عیب خویش یک دیده نماییبه عیب […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۲۰۷
[صفحه ۵۹۸](هر کس به مقامی رسید گردنفرازی کرد). براستی کسی که به مرتبهای از مقام، قدرت و یا ثروتی که باعث گردنکشی است رسید، گردنفرازی کرد، یعنی در معرض گردنکشی […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۱۶۱ – ترجمه اردبیلی
و فرمود بتحقیق روشن شد صبح برای صاحب دو چشم یعنی راه حق همچو صبح روشن استبرگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه اردبیلی -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – نامه ۰۵۳ – به مالکاشتر نخعی
تقوی و بندگی(مالک) امره بتقوی الله و ایثار طاعته(مالک را به تقویپیشگی و ایثار و از خودگذشتگی در محور اطاعت خدا، فرامیخواند)لامع:باید اول در گذشتن از وجود خویشتنشمعآسا گر فروغی […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۷۹
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۷۹ و من کلام له ع قاله لبعض أصحابه لما عزم على المسیر إلى الخوارج و قد قال له إن سرت یا […]