آرشیو نهج البلاغه
-
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۲۷۷
[صفحه ۳۸۸]کل بالرفع و التنوین مبتدا، و معاجل بفتح الجیم اسم مفعول خبر کل، و مثله کل موجل، و المراد بالمعاجل الطاعن فی السن، لانه مظنه التعجیل الی الموت، و […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۱۰۳ – پیامبر و فضیلت خویش
[صفحه ۳۷]از خطبه های آن حضرت علیه السلام است: لغات و شرح زیادتیهای این خطبه بر آنچه پیش از این ذکر شده چنین است: حسیر: خسته و درمانده در راه […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – خطبه ۷۰
[صفحه ۳۴۸]اللغه: املصت المراه: القت حملها میتا. و القیم علی الامر: متولیه، و قیم المراه زوجها. و الایم: غیر المتزوج رجلا کان ام امراه بکرا کانت ام ثیبا. و المراد […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۱۷۸
[صفحه ۳۳۶](الفصل السادس و الثلاثون- فی الموت) الوشیک: ما کان سرعته عجیبا، قال الشاعر فی قتل خالد بن الولید، مالک بن نویره و زناه بامراته: اتقتلهم ظلما و تنکح فیهم؟ […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۱۷۳
[صفحه ۳۵۱]اقول: رواه (الروضه) و اکثروا الکلام فی افضلیه الصمت و الکلام، ففی (دیوان المعانی): عن ابیتمام قال: تذاکرنا الکلام و الصمت فی مجلس سعید بن عبدالعزیز، فقال: لیس النجم […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد دشتی – حکمت ۳۹۰
گذران زندگیالدهر یومان: و یوم لک و یوم علیک فاذا کان لک فلا تبطر(دنیا و گذران زندگی، بر دو گونه است، روزی، به نفع تو، و روزی به زیان تو […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۱۱۸ – ترجمه اردبیلی
این کلام را فرمود در حینی که جمع کرده بود مردمان رااین کلام را فرمود که جمع کرده بود مردمان را و ترغیب میفرمود آنها را بر کارزار پس ایشان […] -
0
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۴۰۳
امام علی (ع) – نهج البلاغه – حکمت ۴۰۳ وَ قَالَ ع مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ خَذَلَتْهُ اَلْحِیَلُ حکمت ۴۰۳ پرهیز از کارهاى گوناگون (علمى، اخلاقى) و درود خدا بر […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۵۵
[صفحه ۴۸۶]و قال علیهالسلام: اقول: فی (عیون القتیبی) کان یقال: عیب الغنی انه یورث البله، و فضیله الفقر انه یورث الفکره. و قال الحسن: عیرت الیهود عیسی علیهالسلام بالفقر فقال: […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – خطبه ۲۲۹ – در بیان پیشامدها
[صفحه ۳۱۸]از خطبه های آن حضرت که آن را دربارهی حوادث آینده ایراد فرموده است: احرجه: او را مجبور کرد و بر او تنگ گرفت. تصدعوا: پراکنده شدند. غب کل […]