آرشیو نهج البلاغه
-
0
نامه ۴۹ نهج البلاغه – به معاویه در تحذیر از دنیا
و من کتاب له ع إ لِی مُعاوِیَۀَ اءَیْضااءَمَّا بَعْدُ ، فَإِنَّ الدُّنْیَا مَشْغَلَۀٌ عَنْ غَیْرِهَا ، وَ لَمْ یُصِبْ صَاحِبُهَا مِنْهَا شَیْئا إِلا فَتَحَتْ لَهُ حِرْصا عَلَیْهَا ، وَ […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۴۳
[صفحه ۳۴۰]اقول: فی خبر: صام رجل اربعین سنه ثم دعا الله تعالی فی حاجه فلم یستجب له، فرجع الی نفسه فقال: منک اتیت. فکان اعترافه افضل من صومه. و قیل […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۳۲۵
[صفحه ۳۹۴](الفصل الاربعون- فی الاسلام والکفر و الایمان و النفاق) اقول الاصل فیه روایه مجاهد عن ابنعباس- علی ما فی تذکره سبط ابنالجوزی- قال وصف امیرالمومنین (ع) المومن فقال: حزنه […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – نامه ۱۸ – به عبدالله بن عباس
[صفحه ۶۷۷]نامهی حضرت به عبدالله عباس، وقتی که نمایندهی وی در بصره بود: تنمر: ناپسندی و دگرگونی اخلاق ماسه: نزدیک اربع: آرام باش و به جای خود قرار بگیر وغم: […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۲۶۷
[صفحه ۳۸۴]ورد الماء: ذهب الیه، و صدر عنه: عاد و رجع.. و الطامع یرکض لاهثا وراء اطماعه فیهلک و لا یعود، لانه طالب لا یقع، و آکل لا یشبع (و […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد تقی شوشتری – حکمت ۹۰
[صفحه ۱۷۱]توجه: قسمتی که در بین علامت (()) قرار گرفته است توضیح علامه در رابطه با فصل (فی الفتن و الشبهه و البدع) میباشد و به عنوان مقدمه ذکر شده […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۲۵۴
[صفحه ۶۴۰]بعضیها گفتهاند که حارث بن حوت نزد امام (ع) آمد و عرض کرد: گمان میکنم که اصحاب جمل در گمراهی بودند، امام (ع) فرمود: (ای حارث، تو به زیر […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۶۳
[صفحه ۴۶۱](از دست رفتن حاجت، آسانتر از درخواست آن، از کسی است که نااهل است). مقصود از نااهل، فرومایگان و تازه به نعمت رسیدههای بیریشهاند، از آن رو دست نیافتن […] -
0
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی – حکمت ۴۷
[صفحه ۴۵۵](دلهای مردم رمنده است، هر کس آنها را به دست آورد به وی رو میآورند). امام (ع) وحشت را در اینجا اصل قرار داده است، بدان جهت که انس […] -
0
شرح نهج البلاغه محمد جواد مغنیه – حکمت ۶۶
[صفحه ۲۵۴]فلا تبل ای لا تبال من المبالاه بمعنی الاکتراث، و حذفت الالف للتخفیف، و المعنی لا تاسف علی ما فات مهما کانت ظروفک و احوالک، لان الحزن لا یرجع […]